- مقاله
- دسترسی آزاد
- منتشر شده:
kNDVI پویایی پوشش گیاهی و کنترلهای آبی-خاکی را در مغولستان داخلی آشکار میکند (۲۰۰۰-۲۰۲۴)
گزارشهای علمی حجم ۱۶ ، شماره مقاله: ۵۲۴۴ ( ۲۰۲۶ )
چکیده
پوشش گیاهی مناطق خشک، زیربنای خدمات اکوسیستم و معیشت است. درک عوامل مؤثر بر پویایی آن برای احیای مؤثر و کاهش خطر تخریب بسیار مهم است. اکثر ارزیابیها هنوز به شاخصهای گیاهی اعتبارسنجی نشده متکی هستند، روندهای یکنواخت را در یک دوره واحد فرض میکنند و از رویکردهای انتساب درشت استفاده میکنند که نقشهای مربوط به آب و هوا، شرایط آب و خاک و کاربری اراضی را محو میکند. این مقاله NDVI (شاخص پوشش گیاهی نرمال شده) و kNDVI (شاخص پوشش گیاهی نرمال شده هسته) را با استفاده از دادههای مشاهده وسیله نقلیه هوایی بدون سرنشین (UAV) تأیید میکند. تغییرات زمانی و مکانی پوشش گیاهی در مغولستان داخلی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ و مکانیسمهای محرک آب و هوا-خاک-آبهای زیرزمینی و کاربری اراضی با استفاده از آزمون جهش توالی من-کندال، تحلیل روند تیل-سن (تیل-سن) + MK (من-کندال) و شاخص هرست، همبستگیهای پیکسلی و یک مدل ژئودتکتور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای اصلی: (۱) در مقایسه با NDVI، kNDVI مناطق کم پوشش/رشد ضعیف را بهتر شناسایی میکند؛ (۲) پوشش گیاهی روند صعودی نوسانی (شیب ≈ ۰٫۰۰۳۴ سال – ۱ ) با میانگین kNDVI 0.255 و کاهش سبزینگی از شمال شرقی به جنوب غربی با اوج در هولونبویر را نشان میدهد؛ (۳) شرایط پوشش گیاهی در بیش از ۷۷٫۲۹٪ از منطقه (عمدتاً در شمال شرقی) بهبود یافته و در بیش از ۲۲٫۷۱٪ (عمدتاً مرکزی-شرقی) تخریب شده است؛ تخمینگر شیب Theil-Sen همراه با توان Hurst نشان میدهد که kNDVI احتمالاً در بیشتر مناطق افزایش مییابد، و حدود ۱۰٫۶۵٪ تمایل به کاهش نشان میدهد؛ (۴) عمق آبهای زیرزمینی و بارندگی محرکهای طبیعی اصلی نوسانات بین سالانه هستند، و آبهای زیرزمینی قویترین ارتباط را نشان میدهند (تا r = ۰٫۹۵، p < 0.01). در مقابل، ناهمگونی مکانی عمدتاً توسط مواد مغذی خاک، کاربری زمین و توپوگرافی شکل میگیرد که در میان آنها نیتروژن کل بالاترین قدرت توضیحی را ارائه میدهد (q = 0.41). به طور کلی، نتایج بر نقش محوری شرایط آبهای زیرزمینی و خاک تأکید میکنند و خواستار استراتژیهای احیایی هستند که مدیریت آب و برنامهریزی کاربری زمین را ادغام میکنند.
مقدمه
پوشش گیاهی یک قطب کلیدی است که چرخه مواد، جریان انرژی و انتقال اطلاعات اکوسیستمهای زمینی را به هم متصل میکند ۱ ، ۲ ، و تغییرات پوشش آن مستقیماً منعکس کننده پویایی اکوسیستمهای زمینی است ۳ ، ۴٫ در مناطق خشک و نیمهخشک که به آب و هوا و فعالیتهای انسانی بسیار حساس هستند، شاخصهای پوشش گیاهی به ویژه برای مطالعه فرآیندهای هیدرولوژیکی، عملکردهای اکوسیستم و تغییرات محیطی منطقهای اهمیت دارند ۵ ، ۶٫ در این اکوسیستمها، پویایی پوشش گیاهی نه تنها به عنوان شاخصهای تغییرات آب و هوایی عمل میکند، بلکه یک بازخورد دو طرفه نزدیک با خواص فیزیکی و شیمیایی خاک و در دسترس بودن آب نیز تشکیل میدهد. بنابراین، توصیف کمی الگوی تغییرات مکانی-زمانی پوشش گیاهی و آشکار کردن مکانیسم هدایت آب و هوا-خاک-آب آن، اهمیت علمی و عملی قابل توجهی برای حفاظت از محیط زیست دارد.
در پایش سنجش از دور، NDVI همبستگی خوبی با زیست توده و شاخص سطح برگ دارد و میتواند به خوبی پوشش گیاهی سطح را منعکس کند. این میتواند برای توصیف مؤثر فعالیتهای گیاهی و بهرهوری مورد استفاده قرار گیرد و برای نمایش تغییرات در پوشش گیاهی سطح قابل استفاده است ۷ ، ۸٫ با این حال، حساسیت NDVI به پسزمینه خاک و روند اشباع آن در مناطقی با پوشش گیاهی بالا منجر به کاهش حساسیت آن به تغییرات در تراکم پوشش گیاهی میشود ۹ ، ۱۰ ، ۱۱٫ بنابراین، کمپس والس و همکاران ۱۲ از اصول یادگیری ماشینی استفاده کردند و نظریه روش هسته را برای استخراج و محاسبه NDVI به کار بردند و یک شاخص گیاهی جدید، kNDVI، را پیشنهاد کردند. شاخص kNDVI با هدف پرداختن به مسئله اشباع NDVI سنتی در مناطقی با پوشش گیاهی بالا، برای انعکاس دقیقتر وضعیت بیوفیزیکی و فیزیولوژیکی پوشش گیاهی طراحی شده است . مطالعات متعدد نشان دادهاند که در مقایسه با NDVI، kNDVI در ثبت دینامیک فصلی، بهرهوری اولیه ناخالص (GPP) و فلورسانس کلروفیل ناشی از خورشید (SIF) عملکرد بهتری دارد و مزایای آن به ویژه در مناطق با پوشش گیاهی بالا و خشک ۱۴ ، ۱۵ قابل توجه است . علاوه بر این، حساسیت آن به فرآیندهای بیوفیزیکی در جنگلهای گرمسیری و اکوسیستمهای احیا بیشتر است . ۱۲٫ در حال حاضر، kNDVI به طور گسترده در نظارت بر پوشش گیاهی، ارزیابی وضعیت رشد و تجزیه و تحلیل پاسخهای پوشش گیاهی به تغییرات آب و هوایی و تغییر کاربری زمین به کار گرفته شده است. به عنوان مثال، لیو و همکاران. ۱۶ از kNDVI برای آشکار کردن رابطه بین احیای پوشش گیاهی و کاربری زمین در حوضه رودخانه زرد استفاده کردند. فنگ و همکاران. ۱۷ آزمون جهش من-کندال (MK)، تحلیل شیب تیل-سن و تحلیل آزمون من-کندال را برای مطالعه ویژگیهای تغییرات مکانی-زمانی kNDVI علفزارهای جهانی ترکیب کردند. با این حال، مطالعات موجود به ندرت مقایسههای معیار سیستماتیک بین NDVI و kNDVI در مناطق خشک و نیمهخشک، به ویژه در رابطه با محدوده دینامیکی، اثرات خاک-زمینه، اشباع پوشش بالا و اتصال با فرآیندهای آب، انجام میدهند که منجر به نتایج بالقوه مغرضانه در تشخیص روند و انتساب میشود.
در حال حاضر، مطالعات مربوط به تغییرات پوشش گیاهی عمدتاً بر تحلیل روند کلی kNDVI متمرکز هستند. در میان آنها، تخمین شیب Theil-Sen یک روش ناپارامتری رایج برای کمیسازی روند بلندمدت سریهای زمانی kNDVI است که مقاومت بالایی در برابر دادههای پرت و توزیعهای چولگی ارائه میدهد ۱۸٫ با این حال، این روش فقط میتواند بزرگی تغییر روند را منعکس کند و نمیتواند اهمیت آماری آن را تعیین کند، که قابلیت تفسیر آن را محدود میکند. برای رفع این محدودیت، مطالعات اغلب آزمون Mann-Kendall (MK) را با روش تخمین شیب Theil-Sen ترکیب میکنند تا هم بزرگی روند و هم اهمیت آماری آن را کمیسازی کنند. در مقایسه با روشهای آماری متکی بر فرضیات پارامتری (مانند حداقل مربعات معمولی)، این رویکرد ترکیبی هنگام کار با سریهای زمانی با دادههای پرت یا توزیعهای غیر نرمال، قویتر است و بنابراین به طور گسترده در تحلیل روند پوشش گیاهی کاربرد دارد ۱۹ ، ۲۰ . اخیراً، یک چارچوب تحلیل روند قوی با ادغام تخمین Theil-Sen، آزمونهای MK زمینهایشده و کنترل نرخ کشف کاذب (FDR) برای بهبود دقت و قابلیت اطمینان تخمین روند سنجش از دور در مقیاس بزرگ توسعه داده شده است . ۲۱ با این حال، تمرکز صرف بر تغییرات بین سالانه kNDVI ممکن است اختلالات کوتاهمدت نهفته در سریهای زمانی را نادیده بگیرد. برای ثبت دقیقتر پویایی پوشش گیاهی، لازم است تغییرات ناگهانی در سریهای زمانی پایش و ارزیابی شوند . ۲۲ روشهای مختلفی برای تشخیص تغییرات پوشش گیاهی، از جمله تشخیص روند اختلال و بازیابی بر اساس تصاویر لندست ۲۳ و ردیاب تغییر پوشش گیاهی ۲۴ ، توسعه داده شدهاند. الگوریتمهای تقسیمبندی سریهای زمانی مانند LandTrendr میتوانند اختلالات ناگهانی، تخریب پایدار و مراحل بازیابی را در سریهای زمانی طولانی شناسایی کنند و به طور گسترده در ارزیابی پروژههای اکولوژیکی و پایش ریسک به کار گرفته شدهاند. ۲۳ با توجه به تنوع و عدم قطعیت تغییر پوشش گیاهی، تنها دادههای سنجش از دور با وضوح زمانی بالا میتوانند فرآیند کامل تغییر پوشش گیاهی را در مقیاسهای زمانی کوتاه به طور کامل توصیف کنند . بنابراین، سریهای زمانی متراکم ماهوارهای، اساس پایش پویای پوشش گیاهی را تشکیل میدهند ۶ و تحلیل تغییرات سریهای زمانی توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است. این رویکرد به طور فزایندهای در سریهای زمانی kNDVI برای تشخیص روند و شناسایی نقطه شکست، هموارسازی و درونیابی سریهای زمانی و تحلیل فنولوژی سطح زمین به کار گرفته شده است ۲۶بنابراین، تکیه صرف بر روندهای یکنواخت در کل دوره، تمایل به پنهان کردن تغییرات ساختاری و تغییرات واگرای خاص هر مرحله دارد و ارزیابی اینکه آیا یک روند پایدار است یا خیر را دشوار میکند. این امر بر نیاز فوری به یک چارچوب تشخیصی یکپارچه که «تشخیص تغییرات ناگهانی – ارزیابی بخشبندی شده – تفسیر پایداری» را به هم پیوند میدهد، تأکید میکند.
مغولستان داخلی، واقع در شمال چین در امتداد مرز، قلمرو وسیعی را با توپوگرافی متنوع و مناظر متنوع پوشش میدهد و از جمله حساسترین مناطق جهان نسبت به تغییرات زیستمحیطی است ۱۴٫ این منطقه دارای آب و هوای خشک و نیمهخشک است و در طول ۴۰ سال گذشته، نرخ افزایش دما در آن بسیار فراتر از میانگین جهانی ۲۷ ، ۲۸ بوده است . مطالعات نشان میدهد که میزان گرمایش آن حدود دو تا سه برابر میانگین جهانی ۲۹ است که با کاهش بارندگی و افزایش عمق آبهای زیرزمینی همراه بوده است که خطر تخریب پوشش گیاهی را افزایش داده است. علاوه بر این، از سال ۲۰۰۰، این منطقه وارد مرحلهای از توسعه سریع اجتماعی-اقتصادی شده است. عمق آبهای زیرزمینی، آب و هوا، شرایط خاک و فعالیتهای انسانی به سرعت در حال تغییر شکل ساختار و عملکرد سیستمهای گیاهی در سطوح مختلف هستند که پیامدهای قابل توجهی برای بومشناسی و پایداری دارد. در این زمینه، دسترسی به آب نه تنها یک عامل محدودکننده کلیدی برای رشد پوشش گیاهی است، بلکه محرک مهمی برای ساختار خاک و چرخه مواد مغذی نیز میباشد، در حالی که بافت خاک، توپوگرافی و شیوههای کاربری زمین، دسترسی به آب برای پوشش گیاهی را تنظیم میکنند و یک شبکه پیچیده و متصل را تشکیل میدهند ۳۰ ، ۳۱٫ با این حال، مطالعات کمی در مقیاس منطقهای، آبهای زیرزمینی، بارش، دما، خواص فیزیکوشیمیایی خاک، توپوگرافی و کاربری زمین را به صورت کمی مقایسه میکنند یا تسلط نسبی آنها را رتبهبندی میکنند. اکثر تحقیقات هنوز بر همبستگیهای تک عاملی تمرکز دارند که توانایی تشخیص محرکهای اولیه از ثانویه را در ناهمگونی مکانی محدود میکند.
به طور خلاصه، این مطالعه ابتدا یک مقایسه سیستماتیک بین NDVI و kNDVI انجام میدهد تا مناسبترین شاخص اولیه پویایی پوشش گیاهی را انتخاب کند. بر این اساس، یک چارچوب تشخیصی یکپارچه “روند-تغییر ناگهانی-پایداری” ایجاد میشود: از آزمونهای متوالی MK برای شناسایی نقاط تغییر ناگهانی و بخشبندی سریها استفاده میشود. در هر بخش، تخمین Theil-Sen همراه با آزمون MK برای ارزیابی بزرگی و اهمیت روند اعمال میشود. سپس پایداری با استفاده از توان Hurst تفسیر میشود. در نهایت، از همبستگی پیرسون در سطح پیکسل و تحلیلهای Geodetector برای مقایسه کمی و رتبهبندی مکانی قدرت توضیحی عواملی از جمله آبهای زیرزمینی، بارش، دما، خواص فیزیکوشیمیایی خاک، توپوگرافی و کاربری اراضی استفاده میشود و در نتیجه الگوهای عامل غالب زیربنای ناهمگونی مکانی پوشش گیاهی در منطقه استخراج میشود. این چارچوب چند عاملی با هدف آشکار کردن روابط پوشش گیاهی-خاک-آب و تغییرات مکانی-زمانی آنها در مناطق خشک و نیمهخشک، شواهد کمی برای پشتیبانی از احیای اکولوژیکی و مدیریت منابع آب ارائه میدهد.
مواد و روشها
منطقه مورد مطالعه
منطقه خودمختار مغولستان داخلی در شمال چین در امتداد مرز (۹۷° ۱۲′–۱۲۶° ۰۴′ شرقی، ۳۷° ۲۴′–۵۳° ۲۳′ شمالی) واقع شده است و مساحتی بالغ بر ۱٫۱۸۳ × ۱۰۶ کیلومتر مربع را پوشش میدهد که ۱۲٫۳ ٪ از کل مساحت چین را تشکیل میدهد و آن را به سومین واحد اداری بزرگ در سطح استان در کشور تبدیل میکند. این منطقه تحت حاکمیت آب و هوای معتدل موسمی قارهای با تغییرات منطقهای و فصلی قابل توجه است: میزان بارندگی سالانه حدود ۳۷۵ میلیمتر است که از شمال شرقی به جنوب غربی کاهش مییابد و یک گرادیان رطوبتی مشخص را تشکیل میدهد. میانگین دمای سالانه از ۴٫۶۵- تا ۹٫۱۴ درجه سانتیگراد متغیر است و روند معکوسی را نشان میدهد که از شمال شرقی به جنوب غربی افزایش مییابد. و عمق آبهای زیرزمینی بین ۸ تا ۱۶۵ متر است که عموماً در امتداد این گرادیان شرایط هیدروترمال افزایش مییابد. انواع خاک تمایز مکانی واضحی را نشان میدهند، از خاکهای سیاه، خاکهای لوم قهوهای تیره و خاکهای آهکی سیاه در شرق، به خاکهای آهکی شاه بلوطی، خاکهای لوم قهوهای، خاکهای آهکی خاکستری، خاکهای شنی و در نهایت خاکهای بیابانی خاکستری به سمت غرب. انواع پوشش گیاهی از شیب بارندگی از جنگلها در شرق، به علفزارها در منطقه مرکزی و بیابانها در غرب پیروی میکنند. علفزارها را میتوان بر اساس منطقه آب و هوایی به استپهای چمنزار، استپهای معمولی و استپهای بیابانی ۳۲ طبقهبندی کرد (شکل ۱ ). این شیب هماهنگ آب-انرژی، خاک و پوشش گیاهی، یک آزمایشگاه مکانی طبیعی برای تجزیه و تحلیل مکانیسمهای جفت شدن پوشش گیاهی-خاک-آب در مقیاس منطقهای فراهم میکند.
نقشه موقعیت جغرافیایی منطقه مورد مطالعه (GS(2022)4301). این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
منابع داده
دادههای سنجش از دور
تصاویر لندست (L5 TM، L7 ETM+، L8 OLI) از ژانویه ۲۰۰۰ تا دسامبر ۲۰۲۴ از طریق پلتفرم Google Earth Engine (GEE) به دست آمد، و از QA_PIXEL/CFMask برای پوشش ابر استفاده شد و صحنههایی با پوشش ابر بیش از ۲۰٪ حذف شدند. برای افزایش قابلیت مقایسه، تمام دادهها با تصویر و وضوح ۳۰ متر استاندارد شدند (نمونهگیری مجدد دوخطی برای رسترهای پیوسته و نمونهگیری مجدد نزدیکترین همسایه برای رسترهای دستهای) و ترکیبات میانه سالانه (یا فصل رشد) تولید شدند. منابع دادهها و پارامترهای کلیدی و برخی از عوامل مؤثر در جدول ۱ و شکل ۲ نشان داده شده است .
محرکهای kNDVI و توزیع فضایی در مغولستان داخلی. این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
مجموعه دادههای خاک
برای پوشش انواع مختلف کاربری زمین، مکانهای نمونهبرداری در تابستان ۲۰۲۴ با تراکم تقریبی یک مکان در هر ۱۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع (شکل ۳) تعیین شدند . نمونههای خاک سطحی (۰ تا ۳۰ سانتیمتر) با استفاده از یک مته فولادی ضد زنگ جمعآوری شدند؛ سه زیرنمونه در هر مکان گرفته شد و در یک نمونه مرکب واحد ترکیب شدند که در مجموع ۳۶۳ نمونه به دست آمد. اندازهگیریها و روشهای آزمایشگاهی به شرح زیر بود: pH در یک سوسپانسیون آب به خاک با نسبت ۲٫۵:۱ تعیین شد ۳۳ ؛ نیتروژن کل (TN) با استفاده از روش نیمه میکرو کجلدال ۳۴ اندازهگیری شد؛ فسفر کل (TP) از طریق روش رنگسنجی همجوشی NaOH-مولیبدن-آنتیموان ۳۵ تعیین شد ؛ پتاسیم کل (TK) از طریق روش همجوشی NaOH-فتومتری شعله ۳۶ تعیین شد ؛ ماده آلی خاک (SOM) با استفاده از روش اکسیداسیون دیکرومات پتاسیم-گرمایش خارجی ۳۷ تعیین شد ؛ فسفر موجود (AP) با NaHCO₃ استخراج و با استفاده از اسپکتروفتومتر UV-visible ۳۸ تعیین شد ؛ پتاسیم موجود (AK) با NH₄OAc استخراج و با استفاده از نورسنجی شعله ۳۹ تعیین شد ؛ و نیتروژن قابل هیدرولیز قلیایی (AN) با استفاده از روش انتشار هیدرولیز قلیایی ۴۰ تعیین شد . تمام تجزیه و تحلیلها مطابق با روشهای استاندارد مربوطه و تحت یک پروتکل کنترل کیفیت واحد انجام شد تا قابلیت مقایسه و قابلیت اطمینان دادهها تضمین شود.
طرح نقاط نمونهبرداری در منطقه مورد مطالعه. این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
برای رعایت مفروضات نرمال بودن و پایداری واریانس کریجینگ، همه متغیرها تبدیل لگاریتمی شدند و نیمتغییرنماها ساخته و با مدل بهینه (کروی، نمایی یا گاوسی) برای هر متغیر برازش داده شدند. سپس درونیابی کریجینگ معمولی بر این اساس انجام شد . ۴۱٫ نتایج اعتبارسنجی متقابل نشان داد که میانگین خطا (ME) نزدیک به ۰، جذر میانگین مربعات خطای استاندارد (RMSSE) تقریباً ۱ و RMSE مشابه ASE بود، که نشان میدهد درونیابی هیچ گونه بایاس قابل توجهی نشان نداده و تخمینهای عدم قطعیت منطقی بودهاند (جدول ۲ ).
کاربرد kNDVI
تعریف NDVI در معادله ( ۱ ) آمده است و شکل هسته kNDVI در معادلات ( ۲ ) تا ( ۴ ) ارائه شده است. تحت یک هسته شعاعی با σ مشخص، معادلات ( ۲ ) تا ( ۴ ) را میتوان به عنوان یک نگاشت غیرخطی از NDVI تقریب زد. در این مطالعه، فرمول تجربی در معادله ( ۵ ) برای تسهیل محاسبات در مقیاس بزرگ اتخاذ شد. مقادیر NDVI پیکسلی بهدستآمده از GEE برای ساخت یک مجموعه داده سری زمانی kNDVI برای مغولستان داخلی که سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ را پوشش میدهد، تبدیل شدند. مقایسه بین kNDVI و NDVI سالانه انجام شد، از جمله تجزیه و تحلیل توزیع مکانی، محدوده دینامیکی، ویژگیهای آماری و رفتار اشباع در مناطق با پوشش بالا، و همچنین ارزیابی همبستگی و قدرت توضیحی با متغیرهای مرتبط با آب (بارش، رطوبت خاک و عمق آبهای زیرزمینی)، تا منطق استفاده از kNDVI تأیید شود.
در اینجا، n نشان دهنده باند مادون قرمز نزدیک (NIR)، r نشان دهنده باند قرمز و k نشان دهنده تابع هسته است که برای اندازه گیری شباهت بین باندهای NIR و قرمز استفاده می شود. تابع هسته معمولاً با استفاده از یک تابع پایه شعاعی (RBF) پیاده سازی می شود که به صورت زیر بیان می شود:
در اینجا، σ پارامتر مقیاس طول است که متناسب با میانگین بازتاب باندهای مادون قرمز نزدیک و قرمز در تصاویر سنجش از دور به دست آمده میباشد. سپس، با استفاده از معادله ( ۳ )، k(n, n) و k(n, r) محاسبه و در معادله ( ۲ ) جایگزین میشوند. از طریق تبدیل ریاضی، عبارت به شکل تابع تانژانت هیپربولیک تبدیل میشود:
اگر σ = ۰٫۵ (n + r) باشد، میتوان به یک مصالحه خوب بین دقت و سادگی دست یافت که امکان محاسبات پیکسلی کارآمدتر را فراهم میکند. مقدار σ تأثیر قابل توجهی بر نرمی تابع هسته دارد: σ بزرگتر پاسخ نرمتری ایجاد میکند و به طور مؤثر نویز را کاهش میدهد اما به طور بالقوه باعث از دست رفتن جزئیات میشود. برعکس، σ کوچکتر جزئیات بیشتری را حفظ میکند اما به نویز حساستر است. با تنظیم σ به نصف میانگین n و r، تعادل مناسبی بین نرمی و حفظ جزئیات حاصل میشود. این ترکیب خطی ساده نه تنها محاسبات را ساده میکند، بلکه کارایی پردازش را نیز بهبود میبخشد، به ویژه برای مجموعه دادههای سنجش از دور در مقیاس بزرگ. علاوه بر این، آزمایشها نشان دادهاند که این مقدار خاص σ در سناریوهای مختلف عملکرد خوبی دارد و بنابراین به عنوان تنظیم پیشفرض ۴۲ پذیرفته میشود . بر این اساس، معادله ( ۴ ) را میتوان به صورت زیر ساده کرد:
روشهای ارزیابی روند سریهای زمانی و تشخیص تغییرات ناگهانی
این مطالعه از یک گردش کار یکپارچه شامل «اندازه و اهمیت روند + تشخیص تغییرات ناگهانی و تقسیمبندی فاز» استفاده میکند. ابتدا، از روش Theil-Sen برای تخمین نرخ سالانه تغییر (اندازه/جهت) استفاده میشود و آزمون Mann-Kendall (MK) برای ارزیابی اهمیت آماری به کار گرفته میشود. سپس از تحلیل Sequential MK (UF/UB) برای شناسایی سالهای تغییر ناگهانی و تقسیمبندی سریهای زمانی استفاده میشود و در نتیجه از پنهان شدن تغییرات واگرای مختص فاز توسط میانگینهای کل دوره جلوگیری میشود.
بزرگی و اهمیت روند: تیل-سن + من-کندال
تخمین شیب تیل-سن یک روش قوی و ناپارامتری است که به فرضیات توزیعی متکی نیست و آن را برای مدیریت مقادیر گمشده در سریهای زمانی و کاهش تأثیر توزیع دادهها بر نتایج مناسب میکند. مقاومت قوی آن در برابر دادههای پرت، عملکرد قابل اعتمادی را در مجموعه دادههای متنوع تضمین میکند و در نتیجه اعتبار علمی یافتهها را افزایش میدهد . ۱۸٫ در این مطالعه، تخمینگر شیب میانه تیل-سن برای تعیین کمیت روندهای زمانی kNDVI در مغولستان داخلی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ اعمال میشود. شیب با استفاده از معادله ( ۶ ) محاسبه میشود :
که در آن به ترتیب مقادیر kNDVI را در سالهای j و i نشان میدهند و Median تابع میانه را نشان میدهد. مقدار β بزرگتر از ۰ نشان دهنده روند رو به بهبود kNDVI است، در حالی که مقدار β منفی نشان دهنده تنزل است.
که در آن n طول سری زمانی، sgn تابع علامت، S آماره آزمون برای آزمون من-کندال و Var(S) واریانس S است. Z نشان دهنده متغیر نرمال استاندارد است که معناداری آن در α = ۰٫۰۵ ارزیابی شده است. وقتی |Z| ≥ ۱٫۹۶ باشد، تغییر در kNDVI از نظر آماری معنادار در نظر گرفته میشود. این محاسبه با استفاده از MATLAB انجام شده است.
آزمون MK متوالی (UF/UB) برای تشخیص تغییرات ناگهانی و تقسیمبندی فاز
آزمون تغییر ناگهانی MK یک روش ناپارامتری است که به توزیع دادههای خاص نیاز ندارد و میتواند به طور عینی روند کلی تغییرات را بدون تأثیرپذیری از دادههای پرت آشکار کند. اصل اساسی، شناسایی سالهای تغییر ناگهانی با تعیین نقاط تقاطع بین آماره دنباله رو به جلو (UF) و آماره دنباله رو به عقب (UB) است.
برای یک سری زمانی X با n مشاهده، دنباله رو به جلو به صورت زیر ساخته میشود:
در اینجا، r i نشان دهنده تعداد تجمعی مقادیر xⱼ (برای ۱ < j < i) است که کوچکتر از x i هستند . با فرض اینکه سری زمانی تصادفی و مستقل است، به صورت زیر تعریف میشود:
که در آن = ۰، و نشان دهنده میانگین و واریانس مجموع تجمعی Sₖ تحت فرض متغیرهای مستقل و با توزیع یکسان هستند. متغیرها x1 ، x2 ، …، xn هستند و به صورت زیر محاسبه میشوند :
آماره نرمال شده مشتق شده از سری زمانی . با استفاده از x n ، دنباله آماری محاسبه میشود و در سطح معنیداری α، به جدول توزیع نرمال استاندارد ارجاع داده میشود. اگر > باشد ، سری تغییر روند معنیداری را نشان میدهد. برای سری زمانی معکوس x n ، x (n−۱) ، …، x ۱ ، همین رویه تکرار میشود، که در آن = برای k = n، n - ۱،…۱، = ۰٫
شاخص هرست
روش هرست ۴۳ به صورت کمی میزان وابستگی و پیوستگی در دادههای سری زمانی بلندمدت را ارزیابی میکند و میزان تأثیر اطلاعات گذشته بر روندهای آینده را منعکس میکند. فرمول خاص به شرح زیر است:
که در آن R دامنه (انحراف شدید)، S انحراف معیار، c یک ثابت است و مشاهدات به n زیردنباله تقسیم میشوند که در آن i = 1,2,.,n. m هر عدد صحیح مثبتی با ۰ < m < n است، H توان هرست است و فرمول محاسبه دامنه R به شرح زیر است:
که در آن X(t) انحراف تجمعی است که به صورت زیر محاسبه میشود:
که در آن، ۱ < t < m؛ انحراف معیار S به صورت زیر محاسبه میشود:
شاخص هرست (H) از ۰ تا ۱ متغیر است و میزان پایداری یا ضدپایداری در روندهای kNDVI را نشان میدهد. وقتی ۰ < H < 0.5 باشد، سری ضدپایداری است، به این معنی که روندهای آینده احتمالاً در جهت مخالف روندهای گذشته خواهند بود. هرچه H به ۰ نزدیکتر باشد، ضدپایداری قویتر است. وقتی H = 0.5 باشد، سری به صورت تصادفی و بدون روند قابل تشخیص رفتار میکند. وقتی ۰٫۵ < H < 1 باشد، سری پایدار است، به این معنی که روندهای آینده تمایل به پیروی از روندهای گذشته دارند. هرچه H به ۱ نزدیکتر باشد، پایداری قویتر است ۴۴٫ برای تجزیه و تحلیل، مقادیر H به چهار دسته طبقهبندی شدند: ضدپایداری قوی (< 0.35)، ضدپایداری ضعیف (۰٫۳۵-۰٫۵)، پایداری ضعیف (۰٫۵-۰٫۶۵) و پایداری قوی (> 0.65). بنابراین، مسیر آینده kNDVI را میتوان با ترکیب شاخص هرست با جهت روند مشاهده شده مشخص کرد (جدول ۳ ).
تحلیل عوامل مؤثر بر تغییر پوشش گیاهی
تحلیل همبستگی پیرسون و آزمون معناداری
ضریب همبستگی پیرسون یک معیار آماری است که قدرت و جهت رابطه خطی بین دو متغیر را توصیف میکند. با استفاده از MATLAB R2023a، همبستگیهای پیکسلی بین kNDVI و عمق آبهای زیرزمینی (ماهانه در سال ۲۰۲۴)، بارش و دما (۲۰۰۰-۲۰۲۴) محاسبه شد. فرمول محاسبه به شرح زیر است:
در فرمول، x i مقدار عامل تأثیرگذار در سال i است؛ میانگین ۲۵ ساله آن عامل تأثیرگذار است؛ y i مقدار kNDVI در سال i است؛ ȳ میانگین ۲۵ ساله kNDVI است؛ n تعداد سالها است؛ و r ضریب همبستگی پیرسون بین kNDVI و عامل تأثیرگذار است. مقدار r از ۱- تا ۱ متغیر است و مقدار مطلق آن به ۱ نزدیکتر است که نشاندهنده همبستگی قویتر است. آزمون معناداری با استفاده از آزمون F انجام میشود. هنگامی که مقدار p در بازههای ۰.۰۵ ≤ P ≤ ۱، ۰.۰۱ ≤ P < ۰.۰۵ و P < ۰.۰۱ قرار گیرد، همبستگی بین kNDVI و عامل تأثیرگذار به ترتیب بیمعنی، معنادار و بسیار معنادار در نظر گرفته میشود.
ژئودتکتور
با توجه به شرایط منطقه مورد مطالعه و در دسترس بودن دادهها، عوامل کلیدی مرتبط با kNDVI – کاربری و پوشش زمین (LULC)، نیتروژن موجود (AN)، پتاسیم موجود (AK)، فسفر موجود (AP)، نیتروژن کل (TN)، پتاسیم کل (TK)، فسفر کل (TP)، ماده آلی خاک (SOM)، pH، ارتفاع (DEM)، شیب (SLOP) و پستی و بلندی (REL) – برای بررسی نیروهای محرک تکامل مکانی-زمانی kNDVI انتخاب شدند.
برای شناسایی عوامل زیربنایی الگوهای مشاهدهشده، از تحلیل ژئودتکتور استفاده شد و قدرت توضیحی هر متغیر مستقل برای متغیر وابسته کمیسازی شد. برای تعیین عوامل غالب مؤثر بر تغییرات مکانی kNDVI، از یک آشکارساز تک عاملی برای ارزیابی ناهمگونی مکانی مرتبط با هر عامل استفاده شد. فرمول آن به صورت زیر است:
که در آن q نشان دهنده قدرت توضیحی kNDVI، h = 1, 2, …، L نشان دهنده لایه بندی متغیر، Nₕ و N به ترتیب اندازه نمونه کلاس h و کل منطقه، و σ ۲ و واریانس kNDVI برای کل منطقه و برای کلاس h هستند. مقدار q از ۰ تا ۱ متغیر است که نشان دهنده درجه تمایز مکانی متغیر وابسته است. مقدار q بزرگتر نشان دهنده قدرت توضیحی قوی تر برای تغییرات kNDVI در منطقه مورد مطالعه ۴۵ است .σ
نتایج
مناسب بودن شاخص NDVI-kNDVI و اعتبارسنجی خارجی
مقایسه مکانی-زمانی
برای ارزیابی مناسب بودن دو شاخص برای منطقه مورد مطالعه، توزیع مکانی پوشش گیاهی برای سالهای ۲۰۰۰، ۲۰۰۵، ۲۰۱۰، ۲۰۱۵، ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ سال به سال مقایسه شد (جدول ۴ ؛ شکل ۴ ). به طور کلی، رشد پوشش گیاهی در منطقه در ۲۵ سال گذشته در سطح نسبتاً پایینی باقی مانده است: طبق آمار kNDVI، ۸۰٫۴۹٪ از منطقه دارای مقادیر پیکسلی کمتر از ۰٫۵ بودند (شکل ۴ )، که نشان دهنده وضعیت گسترده رشد کم است. در مقابل، آمار NDVI تنها ۱۷٫۹۶٪ از منطقه را در محدوده ۰-۰٫۱ نشان داد، که تشخیص دقیق وسعت و شدت واقعی مناطق کم رشد یا تحت تنش را دشوار میکند. در مقایسه با NDVI، kNDVI توزیع مقادیر پراکندهتر و ناهمگونی مکانی برجستهتری را نشان داد (جدول ۴ )، که امکان تمایز واضحتر مناطق و لکههای کم رشد با سطوح مختلف را فراهم میکند و بنابراین شناسایی و توصیف مناطق با رشد پوشش گیاهی ضعیف را با حساسیت بیشتری امکانپذیر میسازد. به طور کلی، مقایسه نشان میدهد که kNDVI در محدوده دینامیکی، تفکیک مناطق کم رشد و بیان تفاوتهای مکانی از NDVI بهتر عمل میکند و آن را برای پایش و ارزیابی وضعیت پوشش گیاهی در این منطقه مناسبتر میسازد.
توزیع مکانی تغییرات NDVI و kNDVI از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴. این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
برای اعتبارسنجی بیشتر مناسب بودن kNDVI در مقایسه با NDVI، چندین مکان تأیید در منطقه مورد مطالعه در ژوئن ۲۰۲۴ انتخاب شدند (شکل ۵ ). ارتوفتوهای RGB با وضوح بالا (وضوح مکانی کمتر از ۵ سانتیمتر) به عنوان دادههای مرجع به دست آمدند و با دادههای رستری NDVI و kNDVI برای مناطق مربوطه مقایسه شدند. هر مکان شامل مناطقی با پوشش گیاهی کم و خاک لخت در معرض دید بود. نتایج نشان داد که مقادیر kNDVI در مناطق با پوشش کم به ۰ نزدیکتر بودند و امکان شناسایی دقیقتر لکههای گیاهی با رشد ضعیف یا تحت تنش را فراهم میکردند، در حالی که مقادیر NDVI در همان مناطق تمایل به بالاتر بودن داشتند و تمایز ناکافی از پسزمینههای خاک لخت را نشان میدادند. آمار بیشتر مبتنی بر پیکسل در مکانهای نمونه نشان داد که ضریب تغییرات مکانی (CV) kNDVI به طور مداوم بالاتر از NDVI بود که نشاندهنده حساسیت بیشتر به تفاوتهای مکانی در مقیاس ریز و تطابق بهتر با تفسیر ارتوفتو است. بر اساس این مقایسهها، kNDVI به عنوان شاخص اصلی وضعیت پوشش گیاهی برای تجزیه و تحلیلهای بعدی انتخاب شد.
دادههای تصویری سنجش از دور که در منطقه مورد مطالعه به دست آمده است. این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
مبنای فصلی (زمینه فنولوژیکی)
شکل ۶ تغییرات فصلی میانگین سالانه kNDVI در مغولستان داخلی را از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ نشان میدهد. در زمستان، در شرایط سرد و خشک، پوشش گیاهی عموماً در حالت خواب است و kNDVI به پایینترین مقدار خود میرسد. در بهار، با افزایش دما و بارندگی، kNDVI به طور پیوسته افزایش مییابد که نشاندهنده گذار پوشش گیاهی از حالت خواب به رشد فعال است. در طول تابستان، فعالیت فتوسنتزی در اوج خود است و kNDVI به حداکثر سالانه خود میرسد. در پاییز، با کاهش دما و پیری پوشش گیاهی، kNDVI کاهش مییابد. به طور کلی، منطقه مورد مطالعه ریتم فنولوژیکی واضحی را نشان میدهد که تابستان به عنوان فصل رشد اصلی است. تجزیه و تحلیل روند خطی مقادیر شدید فصلی نشان میدهد که اوج kNDVI تابستانی با نرخ ۰٫۰۰۱۲ سال به ازای هر ۱ سال ( R2 = ۰٫۷۷۳) افزایش یافته است، در حالی که حداقل زمستان با نرخ ۰٫۰۰۰۲ سال به ازای هر ۱ سال (R2 = ۰٫۷۷۲) افزایش یافته است. روی هم رفته، این نتایج نشان میدهد که سبزینگی پوشش گیاهی در هر دو فصل رویش و غیر رویش روند افزایشی نشان داده است و این افزایش در طول فصل رویش بارزتر بوده است.
بزرگی روند، اهمیت و تقسیمبندی جهش
تشخیص نقطه تغییر و تعیین مرحله با روش من-کندال متوالی (MK)
بر اساس آزمون نقطه تغییر متوالی MK، سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶ به عنوان نقاط شکست قابل توجه در kNDVI مغولستان داخلی شناسایی شدند (شکل ۷ الف): آمار پیشرو (UF) و پسرو (UB) در آن سالها با هم تلاقی میکنند و در محدوده بحرانی ± ۱٫۹۶ قرار میگیرند که معیار α = ۰٫۰۵ را برآورده میکند. بر این اساس، رکورد به سالهای ۲۰۰۰-۲۰۰۸، ۲۰۰۸-۲۰۱۶ و ۲۰۱۶-۲۰۲۴ تقسیم شد. سریهای بین سالانه (شکل ۷ ب) نشان میدهد که سالهای ۲۰۰۰-۲۰۰۸ با نوسانات دامنه کوچک با افزایش ملایم مشخص میشود، زیرا میانگین kNDVI از ۰٫۲۱۶ به ۰٫۲۶۱ (شیب + ۰٫۰۰۵۶ سال -۱ ) افزایش یافته است. در طول سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶، تغییرپذیری با معکوس شدن مرحلهای تشدید شد: افزایش کلی در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ (+۰.۰۱۹۳ سال -۱ ) با کاهش در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ (-۰.۰۴۳ سال -۱ ) و ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ (-۰.۰۰۸۵ سال -۱ ) همراه بود که نشاندهنده یک روند بسیار آشفته و ناپایدار است. از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، مسیر به رشد بازگشت، به طوری که میانگین kNDVI از ۰.۲۴۳ به ۰.۳۰۰ در +۰.۰۰۷۱ سال -۱ افزایش یافت و از مرحله اول فراتر رفت. به طور کلی، شکستهای ساختاری در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶، تکامل «افزایش آهسته → نوسانات زیاد → افزایش تثبیتشده» را نشان میدهند. افزایش اخیر در فصل رشد بارزتر است، در حالی که فصل غیر رشد نیز افزایش اندکی را نشان میدهد.
با استفاده از روش طبقهبندی Natural Breaks (Jenks)، حداکثر سطوح سالانه kNDVI در منطقه مورد مطالعه به پنج سطح پوشش گیاهی طبقهبندی شدند: کم (۰-۰٫۰۹)، کم-متوسط (۰٫۰۹-۰٫۲۲)، متوسط (۰٫۲۲-۰٫۳۶)، متوسط-زیاد (۰٫۳۶-۰٫۵۲) و زیاد (۰٫۵۲-۰٫۶۲) (شکل ۸ ). به طور کلی، رشد پوشش گیاهی نسبتاً ضعیف است و الگوی “در شرق بیشتر، در غرب کمتر” را نشان میدهد: منطقه شرقی (هولونبویر، هینگان لیگ، تونگلیائو و چیفنگ) تحت سلطه جنگلها و مراتع معمولی با kNDVI عمدتاً متوسط-زیاد تا زیاد است، در حالی که منطقه غربی (آلکسا لیگ، اردوس و بایانور) با بیابان و استپ بیابانی با سطوح عمدتاً کم تا کم-متوسط مشخص میشود. این تمایز مکانی با کاهش بارندگی از شمال شرقی به جنوب غربی در سراسر منطقه همسو است. بر اساس دوره زمانی، دوره ۲۰۰۰-۲۰۰۸ بیشترین سهم از مناطق کمپوشش (۳۸.۸۱٪) را داشت؛ در طول دوره ۲۰۰۸-۲۰۱۶، شرایط پوشش گیاهی نسبت به مرحله اول بهبود یافت و میانگین kNDVI به ۰.۳۴۲۲ رسید؛ در دوره ۲۰۱۶-۲۰۲۴، الگوی کلی ادامه یافت و میانگین آن کمی بیشتر افزایش یافت و به ۰.۳۴۷۱ رسید که نشاندهنده افزایش اندک در طول مرحله دوم است.
توزیع مکانی مرحلهای و درصد حداکثر سطوح سالانه kNDVI در مغولستان داخلی (۲۰۰۰-۲۰۲۴). این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
ارزیابی روند تمام دوره و قطعهبندی شده با تیل-سن + مان-کندال (TS + MK)
از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، kNDVI در مغولستان داخلی روند صعودی تدریجی را نشان میدهد که بیشترین افزایش در جنوب شرقی و جنوب غربی است (شکل ۹ ). پس از تقسیمبندی رکورد به سه مرحله از طریق آزمون نقطه تغییر MK (جدول ۵ )، متوجه میشویم: در طول سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸، مناطقی با افزایش پوشش گیاهی قابل توجه، ۱۱.۶۹٪ را به خود اختصاص دادند؛ در طول سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶، سبز شدن کاهش یافت و سهم افزایش پوشش گیاهی قابل توجه به ۸.۲۷٪ کاهش یافت، در حالی که ۳۳.۸۹٪ از منطقه تخریب جزئی را تجربه کردند؛ در طول سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، ۱۱.۹۶٪ از منطقه افزایش پوشش گیاهی قابل توجهی را تجربه کردند و حدود ۴.۸٪ از منطقه تخریب قابل توجه در جنوب غربی پدیدار شد. با وجود تخریب موضعی در مرحله سوم، تعادل کل دوره به سمت بهبود است، بهبود تجمعی حدود ۴۷.۵۲٪ از منطقه را پوشش میدهد که نشان دهنده سبز شدن کلی مغولستان داخلی در قرن بیست و یکم است.
روند تغییرات سالانه رشد پوشش گیاهی در مغولستان داخلی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴. این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
تداوم روند و جهت آینده: ارزیابی مشترک تیل-سن × هرست
بر اساس ارزیابی توان هرست از پایداری kNDVI (شکل ۱۰ الف)، بیشتر مناطق مغولستان داخلی دارای مقاومت به پایداری (H < 0.5) هستند که ۸۳٫۴۴٪ از منطقه را تشکیل میدهد. این نشان میدهد که مسیر فعلی پوشش گیاهی احتمالاً در تعداد زیادی از مناطق به جای ادامه در همان جهت، معکوس خواهد شد. مناطق کم H عمدتاً در امتداد کمربند مرزی توزیع شدهاند که نشاندهنده تغییرپذیری بالای سالانه و حساسیت شدید به اختلالات آب و هوایی خارجی یا انسانی است. در مقابل، مناطق پایدار (H > 0.5) که تنها ۱۶٫۵۶٪ را پوشش میدهند، عمدتاً در جنوب چیفنگ، جنوب لیگ گل زیلین و بخشهایی از لیگ آلکسا متمرکز شدهاند که نشاندهنده “اثر حافظه” قویتر و پوشش گیاهی نسبتاً پایدار و خودکفا در این مناطق است.
توزیع فضایی شاخص هرست و سطوح روند آینده kNDVI در مغولستان داخلی طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴٫ این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
برای شناسایی بیشتر مسیرهای تغییر پوشش گیاهی در آینده، ما علامت روند (تخمینگر Theil-Sen و آزمون MK) را با شاخص پایداری مبتنی بر Hurst ترکیب کردیم تا هر پیکسل را به پنج نوع طبقهبندی کنیم (شکل ۱۰ ب). نتایج نشان میدهد که بهبود مستمر تنها ۸٫۸۲٪ از منطقه را شامل میشود که عمدتاً در هولونبویر، هینگگان لیگ و تونگلیائو توزیع شده است و به خوبی با تلاشهای احیای بلندمدت و حفاظت از خاک و آب مطابقت دارد. مناطق تخریب مستمر (۱۰٫۶۵٪) در لیگ Alxa خوشهبندی شدهاند که نشاندهنده کمبود آب پایدار و فشار بالای آشفتگی است. اکثر منطقه (۸۰٫۵۴٪) در دسته اساساً بدون تغییر قرار میگیرد که نشاندهنده الگوی کلی پایداری کوتاهمدت است، اگرچه موزاییکهای بهبود-تخریب موضعی همچنان پابرجا هستند. این الگوهای مکانی نشان میدهند که بهبود در کمربند جنگلی-استپی مرطوب شمال شرقی محتملتر است، در حالی که تخریب مداوم در مناطق خشک غربی که محدودیتهای اقلیمی و هیدرولوژیکی همچنان قوی هستند، رخ میدهد.
محرکهای چند عاملی و ناهمگونی فضایی
کنترل آب و هوا
تحلیلهای همبستگی پیرسون پیکسلی بین kNDVI و سه متغیر محیطی در سراسر مغولستان داخلی انجام شد (شکل ۱۱ ). نتایج نشان میدهد که kNDVI عمدتاً با عمق آبهای زیرزمینی همبستگی مثبت دارد و ۶۴٫۶۲٪ از منطقه را پوشش میدهد، اما نسبت پیکسلهای معنیدار نسبتاً کم است (۲٫۹۳٪ در p < 0.01 و ۶٫۳۴٪ در p < 0.05). همبستگیهای مثبت با بارندگی حتی گستردهتر هستند (۹۰٫۱۲٪)، از جمله ۲۸٫۶۸٪ مناطق بسیار معنیدار و ۲۰٫۵۴٪ مناطق معنیدار، در حالی که روابط منفی فقط به صورت محلی در شمال شرقی و جنوب غربی یافت میشوند. همبستگیها با دما عمدتاً مثبت هستند (۵۴٫۷۳٪)، اما نسبت پیکسلهای معنیدار نسبتاً کم است (۰٫۲۶٪ در p < 0.01 و ۱٫۶۰٪ در p < 0.05) و از نظر مکانی محدود به شمال شرقی، جنوب شرقی و جنوب غربی است.
همبستگی بین kNDVI در مغولستان داخلی و میانگین عمق آبهای زیرزمینی، بارندگی و دما. این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
با در نظر گرفتن ضرایب همبستگی و سطوح معنیداری، قدرت ارتباط با kNDVI از این ترتیب پیروی میکند: عمق آبهای زیرزمینی (۰٫۹۷- تا ۰٫۹۵) > بارندگی (۰٫۸۵- تا ۰٫۹۴) > دما (۰٫۸۴- تا ۰٫۸۲). این نشان میدهد که دسترسی به آبهای زیرزمینی قویترین محدودیت را بر رشد پوشش گیاهی در سراسر مغولستان داخلی اعمال میکند و پس از آن ورودیهای بارندگی قرار دارند، در حالی که دما نقش نسبتاً ضعیفتری ایفا میکند. به طور کلی، دسترسی به آب – که به طور مشترک توسط آبهای زیرزمینی و بارندگی کنترل میشود – عامل اصلی ناهمگونی مکانی پوشش گیاهی و تغییرپذیری بین سالانه در این منطقه خشک است.
رتبهبندی قدرت توضیحی عوامل خاک-توپوگرافی-کاربری و بهرهبرداری از زمین
نتایج ژئودتکتور نشان میدهد که مقدار q بالاتر، قدرت توضیحی تک عاملی قویتری را نشان میدهد. در میان تمام متغیرهای مورد بررسی، نیتروژن کل (TN) بالاترین قدرت توضیحی را نشان میدهد (q = 0.41؛ شکل ۱۲ ) و مناطقی با TN بالاتر عموماً با شادابی بیشتر پوشش گیاهی مرتبط هستند. ماده آلی خاک (SOM)، pH و فسفر قابل دسترس (AP) نیز سهم قابل توجهی را نشان میدهند و تأیید میکنند که SOM و AP بالاتر و مقادیر pH پایینتر (به شکلهای ۱۳ و ۴ مراجعه کنید) تمایل به رشد پوشش گیاهی دارند. نیتروژن موجود (AN)، ارتفاع (DEM)، پتاسیم کل (TK)، کاربری/پوشش زمین (LULC) و فسفر کل (TP) قدرت توضیحی متوسطی دارند که نشان میدهد ویژگیهای زمین، کاربری زمین توسط انسان و سطوح مواد مغذی انتخاب شده به عنوان تعدیلکنندههای مهم الگوهای مکانی پوشش گیاهی عمل میکنند. در مقابل، پتاسیم موجود (AK)، پستی و بلندیهای محلی و شیب کمترین سهم را دارند و تنها تأثیر حاشیهای دارند. به طور کلی، ناهمگونی مکانی در رشد پوشش گیاهی در سراسر مغولستان داخلی عمدتاً توسط شرایط مواد مغذی خاک – به ویژه TN، SOM و AP – کنترل میشود، در حالی که کاربری زمین و توپوگرافی به عنوان محدودیتهای پسزمینهای عمل میکنند که بیان منطقهای این اثرات مواد مغذی را شکل میدهند.
نتایج درونیابی مکانی دادههای خاک. این نقشه پایه به صورت عمومی در دسترس است و در عنوان شکل ۱ گنجانده شده است . این نقشه توسط من با استفاده از نرمافزار متنباز QGIS 3.40.0 ایجاد شده است.
بحث
ویژگیهای مکانی و زمانی kNDVI
این مطالعه به طور سیستماتیک پویایی مکانی-زمانی kNDVI را در مغولستان داخلی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ ارزیابی کرد و بر مزایای آن در اکوسیستمهای خشک و نیمهخشک در مقایسه با NDVI سنتی تأکید کرد. برخلاف سایر مطالعاتی که برای نظارت بر تغییرات پوشش گیاهی به NDVI متکی هستند، kNDVI سریهای زمانی NDVI را با استفاده از تخمین چگالی هسته هموار میکند و بنابراین حساسیت آن را به تغییرات واقعی پوشش گیاهی تحت شرایط پیکسل مختلط افزایش میدهد ۴۶ ، ۴۷ ، ۴۸٫ در مناطقی که با پوشش گیاهی کم و اکوتونهای انتقالی (مانند اکوتونهای کشاورزی-دامداری و استپهای بیابانی) مشخص میشوند، مطالعه حاضر نشان داد که kNDVI به طور مؤثرتری تغییرپذیری بین سالانه را ثبت میکند و از اثر “تقویت نویز” NDVI جلوگیری میکند. با تنظیم مقدار σ تابع هسته، kNDVI ظرفیت کشش بالاتری برای مقادیر شدید در سریهای زمانی نشان میدهد و امکان شناسایی پاسخهای پوشش گیاهی در مقیاس کوچک را در شرایط آب و هوایی شدید فراهم میکند ۱۲ . نکته مهم این است که ما نشان دادیم kNDVI در مناطقی با رشد گیاهی ضعیف، حساسیت دینامیکی بالایی را حفظ میکند، که با افزایش پاسخگویی آن به فعالیتهای فتوسنتزی سازگار است ۴۹ ، ۵۰ ، ۵۱ ، ۵۲٫ علاوه بر این، kNDVI پاسخهای پایدار و ثابتی را در انواع مختلف کاربری زمین (استپ بیابانی، استپ معمولی و جنگل) نشان داد، که نشاندهنده استحکام بالای شاخص است ۵۳٫ با ادغام مشاهدات میدانی ما با تجزیه و تحلیل زمانی، kNDVI به وضوح پتانسیل خود را برای تشخیص تغییرات ظریف در مراحل اولیه بازیابی پوشش گیاهی نشان میدهد و بنابراین ابزاری ارزشمند برای ارزیابی احیای اکوسیستم در مغولستان داخلی است.
با اعمال این شاخص بهبود یافته، تحلیل ما از مغولستان داخلی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ روند افزایشی کلی در kNDVI را نشان داد (شکل ۷ ب)، که نشاندهنده بهبود کلی اکوسیستم پوشش گیاهی منطقهای ناشی از مهندسی اکولوژیکی بلندمدت و فرآیندهای بازیابی طبیعی است ۵۴٫ با این حال، یک تغییر رژیم قابل توجه در حدود سال ۲۰۰۸ مشاهده شد که پس از آن یک دوره کوتاه کاهش و سپس بهبودی بعدی رخ داد. این الگو نشان میدهد که اثرات مثبت مهندسی اکولوژیکی در مرحله اولیه با اختلالات شدید انسانی مانند گسترش کشاورزی و فعالیتهای معدنی جبران شده است ۵۵ ، ۵۶٫ در مقیاس مکانی، kNDVI یک شیب واضح از شرق به غرب را نشان داد، با مقادیر بالاتر در منطقه استپی جنگلی در شرق و مقادیر پایینتر در مناطق بیابانی و استپی بیابانی غرب. این ناهمگونی مکانی ناشی از تفاوتهای منطقهای در آب و هوا، خواص خاک و توپوگرافی است. از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶، کاهش مداوم در بائوتو و سیزیوانگ بنر مشاهده شد که نشاندهنده یک مورد معمول از اثرات ترکیبی اجرای سیاست، خشکسالی و چرای بیش از حد دام است ۵۷ ، ۵۸ ، ۵۹. شایان ذکر است که پس از سال ۲۰۱۶، kNDVI در لیگ آلکسا (منطقه غربی) به شدت کاهش یافت و نتایج پیشبینی این مطالعه نشاندهنده روند تخریب بیشتر در آینده نزدیک است ۶۰. این نشان میدهد که بازیابی پوشش گیاهی ممکن است پس از همزیستی کمبود بارندگی و تخلیه آبهای زیرزمینی از یک آستانه بحرانی عبور کند. در نتیجه، مناطقی که علائم اولیه بهبود معکوس پوشش گیاهی را نشان میدهند، برای جلوگیری از گذار به سمت تخریب برگشتناپذیر، نیاز به نظارت مداوم و تأیید میدانی دارند ۶۱ ، ۶۲ ، ۶۳ .
پیامدهای سیاستی
افزایش kNDVI بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ نشان دهنده اثرات ترکیبی شرایط طبیعی و مداخلات سیاستمحور است. در مناطق خشک و نیمهخشک، دسترسی به آبهای زیرزمینی یک عامل حیاتی برای حفظ رشد پوشش گیاهی است ۶۴. در مناطق بیابانی و شنی مغولستان داخلی، همبستگی منفی قابل توجه بین عمق آبهای زیرزمینی و kNDVI نشان میدهد که کاهش سطح آبهای زیرزمینی، تنش آبی را تشدید کرده و مانع از بازیابی پوشش گیاهی میشود. برعکس، رابطه مثبت مشاهده شده در مراتع هولونبویر نشان میدهد که گونههای ریشهدار عمیق میتوانند به طور مؤثر از منابع آبهای زیرزمینی عمیقتر استفاده کنند ۶۵ ، که بر اهمیت حفظ آبهای زیرزمینی به عنوان بخشی از طرحهای احیا تأکید میکند.
از دیدگاه اقلیمی، بارش عامل اصلی تغییر پوشش گیاهی در مراتع و مناطق زراعی است، در حالی که دما در مناطق جنگلی تأثیر بیشتری دارد (۶۶) . با این حال، افزایش فراوانی رویدادهای شدید مانند موج گرما و خشکسالی، فشار بیشتری بر پوشش گیاهی، به ویژه در بخش غربی منطقه که kNDVI کاهش سریع و بهبود آهسته پس از رویداد را نشان میدهد (۶۷ ، ۶۸) . این الگوها بر لزوم گنجاندن ریسک آب و هوا در مدیریت اکولوژیکی منطقهای و افزایش تابآوری در برابر رویدادهای شدید تأکید میکنند. در عین حال، کیفیت خاک و ویژگیهای توپوگرافی با تنظیم حفظ آب خاک، تأمین مواد مغذی و تعادل انرژی، اثرات غیرمستقیم اما مهمی را اعمال میکنند و در نتیجه به ناهمگونی مکانی پاسخهای پوشش گیاهی کمک میکنند (۶۹ ، ۷۰) . نکته مهم این است که سیاستهای استفاده از زمین مانند احیای جنگل و حذف چراگاه به وضوح بهبود پوشش گیاهی را ارتقا دادهاند، در حالی که مناطقی که در معرض استفاده فشرده مداوم هستند، بهبود kNDVI ضعیفتری را نشان میدهند. این امر تأیید میکند که مداخلات سیاستی نقش تعیینکنندهای در تنظیم پویایی پوشش گیاهی دارند و احیای مؤثر در مناطق خشک باید مدیریت هیدرولوژیکی (مثلاً حفاظت از آبهای زیرزمینی)، اقدامات سازگاری با آب و هوا و برنامهریزی پایدار استفاده از زمین را در بر گیرد.
محدودیتها و چشماندازهای آینده
اگرچه این مطالعه اثربخشی kNDVI را برای پایش پوشش گیاهی نشان میدهد و الگوهای مکانی واضحی از بهبود و تخریب در سراسر مغولستان داخلی را آشکار میکند، اما باید به چندین محدودیت نیز توجه داشت. استفاده از تصاویر لندست ۳۰ متری برای تحلیلهای منطقهای مناسب است، اما ممکن است تغییرات در مقیاس قطعه زمین را نادیده بگیرد، به ویژه در زمینهای بسیار ناهمگن که تخریب موضعی یا فرآیندهای بازیابی در مراحل اولیه ممکن است مبهم باشند. بنابراین، ادغام محصولات سنجش از دور با وضوح بالاتر (مانند Sentinel، GF، PlanetScope) و اتخاذ تکنیکهای ترکیب دادههای چند مقیاسی، حساسیت مکانی پایش پوشش گیاهی را بهبود میبخشد ۷۱ .
علاوه بر این، از آنجایی که انواع کاربری زمین قابل اندازهگیری نیستند و عوامل توپوگرافی و خواص شیمیایی خاک دادههای تکساله هستند، روش همبستگی پیکسلی نمیتواند برای به دست آوردن همبستگی مکانی آنها با kNDVI استفاده شود. بنابراین، از آشکارسازهای زمین برای به دست آوردن تأثیر آنها بر kNDVI استفاده میشود. پویایی پوشش گیاهی در سیستمهای مناطق خشک نه تنها تحت تأثیر شرایط آب و هوایی و آبهای زیرزمینی، بلکه تحت تأثیر فرآیندهای اکولوژیکی مانند تبخیر و تعرق، رواناب سطحی و فرسایش بادی نیز قرار دارد . ۷۲٫ این فرآیندهای پویا به صراحت در تحلیل حاضر گنجانده نشدهاند و ممکن است محرکهای مهمی در واحدهای ژئومورفیک خاص باشند. گنجاندن مدلهای فرآیند سطحی و رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین به ثبت این تعاملات کمک میکند و امکان انتساب جامعتر تغییرات پوشش گیاهی را فراهم میکند و در نهایت ظرفیت پیشبینی و ارتباط مدیریتی مطالعات آینده را بهبود میبخشد.
نتیجهگیری
بر اساس شاخص kNDVI، این مطالعه ارزیابی جامعی از پویایی پوشش گیاهی و عوامل مؤثر بر آن در سراسر مغولستان داخلی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ ارائه داد. در مقایسه با NDVI سنتی، شاخص kNDVI حساسیت بسیار بالاتری در تشخیص تغییرات ظریف پوشش گیاهی، به ویژه در مناطق کم پوشش و از نظر اکولوژیکی شکننده، نشان داد. این ویژگی به ویژه برای نظارت بر بازیابی اکوسیستم در مراحل اولیه در مناطق خشک و نیمه خشک اهمیت دارد. تجزیه و تحلیل زمانی، بهبود کلی در رشد پوشش گیاهی را در ۲۵ سال گذشته نشان داد، اما این بهبود به شیوهای کاملاً وابسته به مرحله رخ داده است. تغییر ناگهانی در حدود سال ۲۰۰۸ نشان دهنده وجود آستانههای بحرانی است و آسیبپذیری بازیابی پوشش گیاهی را در برابر اختلالات انسانی برجسته میکند. از دیدگاه مکانی، احیای پوشش گیاهی در بخش شرقی منطقه بیشترین نمود را داشت، در حالی که بیابان غربی و بخشهایی از منطقه مرکزی-شرقی هنوز تخریب قابل توجهی را نشان میدهند و در معرض خطر کاهش مداوم هستند. تجزیه و تحلیل عامل محرک همچنین نشان میدهد که برخلاف کنترلهای دما و بارش که اغلب مورد تأکید قرار میگیرند، عمق آبهای زیرزمینی بیشترین تأثیر را بر پویایی پوشش گیاهی در مغولستان داخلی دارد. این تأثیر به ویژه در اکوسیستمهای بیابانی و شنی مشهود است، جایی که افت سطح آبهای زیرزمینی به طور قابل توجهی تنش آبی را تشدید میکند. علاوه بر این، نتایج همبستگی پیرسون و ژئودتکتور نشان میدهد که شرایط مواد مغذی خاک – به ویژه نیتروژن کل – نقش تعیینکنندهای در شکلدهی الگوی مکانی رشد پوشش گیاهی دارد. این یافتهها نشان میدهد که احیای موفقیتآمیز اکوسیستم در مناطق خشک نیازمند یک دیدگاه یکپارچه است که به طور همزمان اتصال پوشش گیاهی-آبهای زیرزمینی و بهبود کیفیت خاک را در نظر بگیرد، نه اینکه صرفاً بر افزایش بارندگی یا اقدامات جنگلکاری/بسته شدن جنگلها تکیه کند.
در دسترس بودن دادهها
دادهها در مقاله موجود است.
منابع
-
گونگ، ز.، ژائو، س. و گو، ج. تحلیل همبستگی بین پوشش گیاهی و شرایط خشکسالی اقلیمی در شمال چین طی سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳٫ مجله علوم زمین. ۲۷ ، ۱۴۳-۱۶۰٫ https://doi.org/10.1007/s11442-017-1369-5 (۲۰۱۷).
-
پنگ، دبلیو.، کوانگ، تی. و تائو، اس. کمیسازی تأثیرات عوامل طبیعی بر تغییرات NDVl پوشش گیاهی بر اساس آشکارساز جغرافیایی در سیچوان، غرب چین. مجله Clean. Prod. ۲۳۳ ، ۳۵۳-۳۶۷٫ https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2019.05.355 (۲۰۱۹).
-
پارمزان، سی. و یوهه، جی. اثر انگشت منسجم جهانی از تأثیرات تغییرات اقلیمی در سیستمهای طبیعی. نیچر ۴۲۱ ، ۳۷-۴۲. https://doi.org/10.1038/nature01286 (۲۰۰۳).
-
یانگ، جی. و همکاران. فسفر به جای نیتروژن، دینامیک کربن اکوسیستم را پس از ذوب شدن خاک منجمد تنظیم میکند. Global Change Biol. ۲۷ ، ۵۸۱۸–۵۸۳۰٫ https://doi.org/10.1111/gcb.15845 (۲۰۲۱).
-
ژو، ال. و همکاران. تغییرات در فعالیت پوشش گیاهی شمال که از دادههای ماهوارهای شاخص پوشش گیاهی طی سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۹ استنباط شده است. مجله ژئوفیزیک. پژوهشها. اتموس. ۱۰۷ ، ۱-۷. https://doi.org/10.1029/2000JD000115 (۲۰۰۲).
-
فورکل، ام. و همکاران. تشخیص تغییر روند در سریهای زمانی NDVI: اثرات تغییرپذیری بین سالانه و روششناسی. سنجش از دور. ۵ ، ۲۱۱۳–۲۱۴۴٫ https://doi.org/10.3390/rs5052113 (۲۰۱۳).
-
گاتمن، جی. و ایگناتوف، ای. استخراج کسر پوشش گیاهی سبز از دادههای NOAA/AVHRR برای استفاده در مدلهای پیشبینی عددی آب و هوا. مجله بینالمللی سنجش از دور. ۱۹ ، ۱۵۳۳–۱۵۴۳٫ https://doi.org/10.1080/014311698215333 (۱۹۹۸).
-
بارت، اف. و گایوت، جی. پتانسیلها و محدودیتهای شاخصهای گیاهی برای ارزیابی LAI و APAR. Remote Sens. Environ. ۳۵ ، ۱۶۱-۱۷۳٫ https://doi.org/10.1016/0034-4257(91)90009-U((1991 ).
-
لیو، اچ. و هوئت، آ. اصلاح مبتنی بر بازخورد NDVI برای به حداقل رساندن نویز پسزمینه و نویز جوی. IEEE Trans. Geosci. Remote Sens . ۳۳ ، ۴۵۷-۴۶۵٫ https://doi.org/10.1109/TGRS.1995.8746027 (۱۹۹۵).
-
Aklilu Tesfaye, A. & Gessesesse Awoke, B. ارزیابی ویژگی اشباع شاخصهای گیاهی مشتق شده از sentinel-2 در اکوسیستم مخلوط زراعی-جنگلی. Spat. Inf. Res. ۲۹ ، ۱۰۹–۱۲۱٫ https://doi.org/10.1007/s41324-020-00339-5 (۲۰۲۱).
-
هوانگ، س.، تانگ، ل.، هوپی، ج.، وانگ، ی. و شائو، گ. مروری تفسیری بر استفاده از شاخص پوشش گیاهی نرمال شده تفاضلی (NDVI) در عصر سنجش از دور رایج. مجله پژوهشها. ۳۲ ، ۱-۶٫ https://doi.org/10.1007/s11676-020-01155-1 (۲۰۲۱).
-
کمپس-والس، جی. و همکاران. یک شاخص پوشش گیاهی یکپارچه برای تعیین کمیت زیستکره زمینی. مجله علمی-پژوهشی شماره ۷ ، eabc7447. https://doi.org/10.1126/sciadv.abc7447 (۲۰۲۱).
-
چن، ز. و همکاران. تغییرات مکانی-زمانی رشد پوشش گیاهی و عوامل مؤثر بر آن در منطقه معدنی هوجیتو از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۲۳ بر اساس kNDVI. سنجش از دور. ۱۷ ، ۵۳۶. https://doi.org/10.3390/rs17030536 (۲۰۲۵).
-
کانگ، وای. و همکاران. تغییرات مکانی-زمانی در رویدادهای ترکیبی خشک و گرم و تأثیرات آن بر NDVI در مغولستان داخلی، چین. سنجش از دور. ۱۴ ، ۳۹۷۷٫ https://doi.org/10.3390/rs14163977 (۲۰۲۲).
-
وانگ، ایکس. و همکاران. فلورسانس کلروفیل القا شده توسط خورشید ماهواره و بازتاب مادون قرمز نزدیک، جنبههای مکمل پویایی بهرهوری پوشش گیاهی مناطق خشک را ثبت میکنند. Remote Sens. Environ. ۲۷۰ ، ۱۱۲۸۵۸٫ https://doi.org/10.1016/j.rse.2021.112858 (۲۰۲۲).
-
لیو، تی.، ژانگ، کیو.، لی، تی. و ژانگ، کی. واکنشهای پویای پوشش گیاهی به تغییرات آب و هوایی و کاربری اراضی در بخش داخلی مغولستان از حوضه رودخانه زرد، چین. سنجش از دور. ۱۵ ، ۳۵۳۱٫ https://doi.org/10.3390/rs15143531 (۲۰۲۳).
-
فنگ، ایکس. و همکاران. بررسی ویژگیهای توزیع مکانی-زمانی و تأثیرات تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی بر مراتع جهانی بر اساس kNDVI. Environ. Res. https://doi.org/10.1016/j.envres.2025.121884 (۲۰۲۵).
-
سن، پی. تخمین ضریب رگرسیون بر اساس تائو کندال. مجله انجمن آمار آمریکا، شماره ۶۳ ، ۱۳۷۹–۱۳۸۹. https://doi.org/10.1080/01621459.1968.10480934 (۱۹۶۸).
-
گوچیچ، م. و تراجکوویچ، س. تحلیل تغییرات متغیرهای هواشناسی با استفاده از آزمونهای آماری من-کندال و تخمینگر شیب سن در صربستان. گلوب پلنت. چانگ. ۱۰۰ ، ۱۷۲-۱۸۲٫ https://doi.org/10.1016/j.gloplacha.2012.10.014 (۲۰۱۳).
-
آلکاراز-سگورا، دی.، چوویکو، ای.، اپستین، اچای، کاسیشک، ایاس و تریشچنکو، ای. بحث در مورد سبز شدن در مقابل قهوهای شدن جنگلهای شمالی آمریکای شمالی: تفاوتهای بین مجموعه دادههای ماهوارهای. گلوب چانگ. بیول ۱۶ ، ۷۶۰-۷۷۰٫ https://doi.org/10.1111/j.1365-2486.2009.01956.x ) (۲۰۱۰).
-
گوتیرز-هرناندز، او. و گارسیا، ال. وی. تحلیل روند قوی در سنجش از دور محیطی: مطالعه موردی زوال جنگل بلوط کورک. سنجش از دور. ۱۶ ، ۳۸۸۶٫ https://doi.org/10.3390/rs16203886 (۲۰۲۴).
-
وانیاما، دی.، مور، ان. و دالین، کی. روندهای سبز شدن و قهوهای شدن مداوم پوشش گیاهی مرتبط با فعالیتهای طبیعی و انسانی در اکوسیستم کوه الگون. سنجش از دور. ۱۲ ، ۲۱۱۳٫ https://doi.org/10.3390/rs12132113 (۲۰۲۰).
-
کندی، ر.، یانگ، ز. و کوهن، دبلیو. تشخیص روندها در اختلال و بازیابی جنگل با استفاده از سریهای زمانی سالانه لندست: ۱٫ الگوریتمهای تقسیمبندی زمانی LandTrendr. Remote Sens. Environ ۱۱۴ ، ۲۸۹۷–۲۹۱۰٫ https://doi.org/10.1016/j.rse.2010.07.008 ) (۲۰۱۰).
-
هوانگ، سی. و همکاران. یک رویکرد خودکار برای بازسازی تاریخچه اخیر اختلالات جنگل با استفاده از پشتههای سری زمانی متراکم لندست. Remote Sens. Environ. ۱۱۴ ، ۱۸۳-۱۹۸٫ https://doi.org/10.1016/j.rse.2009.08.017 (۲۰۱۰).
-
دی جونگ، آر.، دی بروین، اس.، دی ویت، ای.، شیپمن، ام. و دنت، دی. تحلیل روندهای یکنواخت سبز شدن و قهوهای شدن از سری زمانی جهانی NDVI. Remote Sens. Environ. ۱۱۵ ، ۶۹۲–۷۰۲٫ https://doi.org/10.1016/j.rse.2010.10.011 (۲۰۱۱).
-
فورکل، م. و همکاران. کنترل همزمان آب بر تغییرات سالانه جهانی و روندهای فنولوژی و سبزینگی سطح زمین. گلوب چانگ. بیول. ۲۱ ، ۳۴۱۴-۳۴۳۵٫ https://doi.org/10.1111/gcb.12950 (۲۰۱۵).
-
پی، اف.، ژو، وای. و شیا، وای. کاربرد شاخص پوشش گیاهی نرمال شده تفاضلی (NDVI) برای تشخیص تغییرات شدید بارش. Forests ۱۲ ، ۵۹۴٫ (۲۰۲۱). https://doi.org/10.3390/f12050594
-
لو، کیو.، ژائو، دی.، وو، اس.، دای، ای. و گائو، جی. استفاده از شاخص NDVI برای تحلیل روندها و پایداری پوشش گیاهی مراتع در مغولستان داخلی. Theor. Appl. Climatol . ۱۳۵ ، ۱۶۲۹–۱۶۴۰٫ https://doi.org/10.1007/s00704-018-2614-2 (۲۰۱۹).
-
گو، جی. و همکاران. گرمایش سریع در فلات مغولستان، عاملی برای بارندگی شدید در شمال چین. Geophys. Res. Lett. ۵۲ ، e2024GL113737. https://doi.org/10.1029/2024GL113737 (۲۰۲۵).
-
ژائو، اف.، وانگ، ایکس.، وو، وای.، سیواکومار، بی. و لیو، اس. وابستگی بیشتر فعالیت پوشش گیاهی چین به رطوبت خاک در مناطق کم آب. مجله ژئوفیزیک. پژوهش: بیوژئوسکی. ۱۲۸ ، e2022JG007300. (2023). https://doi.org/10.1029/2022JG007300
-
ژانگ، س. و همکاران. روابط جفتسازی دوطرفه بین NDVI پوشش گیاهی و رطوبت خاک چند عمقی در فلات مغولستان. مجله بینالمللی ارقام. زمین . ۱۸ ، ۱٫ https://doi.org/10.1080/17538947.2025.2532774 (۲۰۲۵).
-
گیلبرت، ام. و همکاران. دادههای توزیع جهانی گاو، گاومیش، اسب، گوسفند، بز، خوک، مرغ و اردک در سال ۲۰۱۰. دادههای علمی . ۵ ، ۱۸۰۲۲۷ (۲۰۱۸). https://www.x-mol.com/paperRedirect/873271
-
هو، وای. مدل سینتیکی مرتبه دوم برای جذب کادمیوم روی سرخس درختی: مقایسه روشهای خطی و غیرخطی. Water Res. ۴۰ ، ۱۱۹-۱۲۵٫ https://doi.org/10.1016/j.watres.2005.10.040 (۲۰۰۶).
-
ویمازال، جی. حذف مواد مغذی در انواع مختلف تالابهای مصنوعی. Sci. Total Environ. ۳۸۰ ، ۴۸-۶۵٫ https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2006.09.014 (۲۰۰۷).
-
دی-باشان، ال. و باشان، وای. پیشرفتهای اخیر در حذف فسفر از فاضلاب و استفاده آینده از آن به عنوان کود (۱۹۹۷-۲۰۰۳). Water Res. ۳۸ ، ۴۲۲۲-۴۲۴۶٫ https://doi.org/10.1016/j.watres.2004.07.014 (۲۰۰۴).
-
رحمت، یو. و همکاران. توسعه و اعتبارسنجی روش برای تعیین پتاسیم (K2O) در نمونههای کود با استفاده از تکنیک فتومتری شعله. مجله دانشگاه ملک سعود – علوم پایه ۳۴ ، ۱۰۲۰۷۰٫ https://doi.org/10.1016/J.JKSUS.2022.102070 (۲۰۲۲).
-
اومیرا، تی.، گیبس، ای. و تروش، اس. سنجش سریع ماده آلی از تخریب ماده آلی در شیبهای عمقی در رسوبات دریایی. روشها، اکول. جلد ۹ ، ۲۴۵–۲۵۳ (۲۰۱۸). https://www.x-mol.com/paperRedirect/1308734590125576192
-
Jama-Rodze´nska, A., Gałka, B., Szuba-Trznadel, A., Jandy, A. & Kami´nska, J. تأثیر کوددهی استروویت (کریستال گرین) بر محتوای عناصر خاک که با روشهای مختلف در کشت سویا تعیین شده است. Sci Rep ۱۳ ، ۱۲۷۰۲٫ https://doi.org/10.1038/s41598-023-39753-8 ) (۲۰۲۳).
-
فن، دی. و همکاران. مطالعه تنوع گیاهی و ویژگیهای خاک تیپهای مختلف جنگلی در منطقه ماسهسنگی پیشا و همبستگی آنها. جنگلها ۱۶ ، ۲۱۱٫ https://doi.org/10.3390/f16020211 (۲۰۲۵).
-
وی، ام. و همکاران. بیوچار تلقیح شده با سودوموناس پوتیدا کیفیت میوه انگور (Vitis vinifera L.) را بهبود میبخشد و تنوع باکتریایی را تغییر میدهد. ریزوسفر ۱۶ ، ۱۰۰۲۶۱ (۲۰۲۰). https://www.x-mol.com/paperRedirect/1317593977334239232
-
تزیاچریس، پ.، متاکسا، ای.، پاپادوپولوس، ف. و پاپادوپولو، م. مدلسازی مکانی و ارزیابی پیشبینی آهن خاک با استفاده از درونیابی کریجینگ با pH به عنوان اطلاعات کمکی. ISPRS Int. J. Geo-Inf . ۶ ، ۲۸۳٫ https://doi.org/10.3390/ijgi6090283 (۲۰۱۷).
-
Wang, Q., Moreno-Martínez, Á., Muñoz-Marí, J., Campos-Taberner, M. & Camps-Valls, G. برآورد صفات گیاهی با هسته NDVI. ISPRS J. Photogramm Remote Sens. ۱۹۵ ، ۴۰۸-۴۱۷٫ https://doi.org/10.1016/j.isprsjprs.2022.12.019 (۲۰۲۳).
-
هرست، اچ. ظرفیت ذخیرهسازی بلندمدت مخازن. Trans. Am. Soc. Civ. Eng. ۱۱۶ ، ۷۷۰-۷۹۹٫ https://doi.org/10.1016/0013-4694(51)90043-0 (۱۹۵۱).
-
ال وی، وای.، شیو، ال.، یائو، ایکس.، یو، زد. و هوانگ، ایکس. تکامل مکانی-زمانی و تحلیل عوامل مؤثر بر کیفیت زیستمحیطی در تراکم شهری لانکسی. Ecol. Ind. ۱۵۶ ، ۱۱۱۱۱۴٫ https://doi.org/10.1016/j.ecolind.2023.111114 (۲۰۲۳).
-
وو، جی.، ژانگ، کیو.، لی، ای. و لیانگ، سی. پویایی تاریخی چشمانداز مغولستان داخلی: الگوها، محرکها و تأثیرات. Landscape Ecol. ۳۰ ، ۱۵۷۹–۱۵۹۸٫ https://doi.org/10.1007/s10980-015-0209-1 (۲۰۱۵).
-
هومریچ، ک.، وارگاس زساتی، س.، کمپبل، پ. و توییدی، س. مدلهای بازتاب تاج پوشش، پاسخهای متفاوت NDVI را به تغییر در اکوسیستمهای عرضهای جغرافیایی بالا نشان میدهند. Ecol. Appl. ۱۸ ، ۰۹۴۰۲۲٫ https://doi.org/10.1002/eap.2435 (۲۰۲۳).
-
فن، جی. و همکاران. ویژگیهای تکامل مکانی-زمانی NDVI پوشش گیاهی در دامنه شمالی کوههای تیانشان در مقیاسهای مکانی مختلف. پایداری ۱۵ ، ۶۶۴۲. https://doi.org/10.3390/su15086642 (۲۰۲۳).
-
ژانگ، ایکس.، هان، ال.، لی، ال. و بای، زد. تحلیل بیابانزایی و عوامل مؤثر بر آن در فلات لس. Geocarto Int. ۳۸ ، ۲۲۹۰۱۷۵٫ https://doi.org/10.1080/10106049.2023.2290175 (۲۰۲۳).
-
ژائو، جی.، گوئو، ای.، وانگ، وای.، کانگ، وای. و گو، ایکس. پایش خشکسالی اکولوژیکی فصل رشد پوشش گیاهی مغولستان داخلی بر اساس شاخص خشکسالی پوشش گیاهی دمای هسته (kTVDI). مجله Appl. Ecol ۳۴ ، ۲۹۲۹–۲۹۳۷٫ https://doi.org/10.13287/j.1001-9332.202311.024 ) (۲۰۲۳).
-
شیائو، سی. و همکاران. اثرات پوشش زمین و مدیریت بر مقاومت اکوسیستم در برابر تنش خشکی. Earth Syst. Dyn. ۱۴ ، ۱۲۱۱–۱۲۳۷٫ https://doi.org/10.5194/esd-14-1211-2023 (۲۰۲۳).
-
گوئو، ب.، شو، م.، ژانگ، ر. و لو، م. پایش پویای بیابانزایی راکی با استفاده از یک مدل جدید مبتنی بر تصاویر Sentinel-2 و KNDVI. Geomat. Nat. Hazards Risk . ۱۵ ، ۲۳۹۹۶۵۹٫ https://doi.org/10.1080/19475705.2024.2399659 (۲۰۲۴). (۲۰۲۴).
-
لو، جی. و همکاران. یادگیری عمیق برای پیشبینی عملکرد محصول مبتنی بر دادههای چند منبعی در شمال شرقی چین. کشاورزی ۱۴ ، ۷۹۴٫ https://doi.org/10.3390/agriculture14060794 (۲۰۲۴).
-
شی، م. و همکاران. تحقیق در مورد تغییرات مکانی-زمانی پوشش گیاهی و نیروهای محرک آن در استان شانشی در ۲۰ سال گذشته. پایداری ۱۵ ، ۱۶۴۶۸٫ https://doi.org/10.3390/su152316468 (۲۰۲۳).
-
یان، وای. و همکاران. تأثیرات تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی بر پویایی پوشش گیاهی در فلات مغولستان، شرق آسیا از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳٫ مجله سرزمینهای خشک. ۱۶ ، ۱۰۶۲-۱۰۷۹٫ https://doi.org/10.1007/s40333-024-0082-3 (۲۰۲۴).
-
لی، پی.، لیو، جی. و ما، اچ. مطالعه تجربی مصرف انرژی و آلودگی محیط زیست لیگ آلکسا در چین. مجله استراتژی مدیریت . ۶ ، ۲۱٫ https://doi.org/10.5430/jms.v6n3p21 (۲۰۱۵).
-
وو، دبلیو و همکاران. آب و هوا با تغییر گروه عملکردی گیاهان در مراتع آلپی در مقابل مراتع معتدل در فلات داخلی مغولستان و تبت، تخصیص زیست توده را تغییر میدهد. Catena ۲۳۸ ، ۱۰۷۸۸۷٫ https://doi.org/10.1016/j.catena.2024.107887 (۲۰۲۴).
-
چن، وای.، شی، ام.، چن، بی.، وانگ، اچ. و تنگ، وای. اثر جزیرهای گرمای منطقهای سطحی (سرد) و تفاوتهای روزانه آن در مناطق خشک و نیمهخشک مبتنی بر منابع شهری. Chin Geogr. Sci ۳۳ ، ۱۳۱-۱۴۳٫ https://doi.org/10.1007/s11769-022-1324-y ) (۲۰۲۳).
-
وانگ، ی.، وانگ، سی.، بورنجارگال، تی.، ژانگ، ی. و لیو، جی. پاسخ تکامل NDVI به رویدادهای خشکسالی در مناطق معمول پوشش گیاهی مغولستان داخلی (به زبان چینی). مجله منابع آب، برق و انرژی دانشگاه شمال چین (نسخه علوم طبیعی) . ۴۴ ، ۴۴-۵۲٫ https://doi.org/10.19760/j.ncwu.zk.2023032 (۲۰۲۳).
-
یانگ، اچ. و همکاران. پایش کیفیت محیط زیست اکولوژیکی سری زمانی بلندمدت و تحلیل علت در حوضه دریاچه دیانچی، چین. Ecol. Ind. ۱۴۸ ، ۱۱۰۰۸۴٫ https://doi.org/10.1016/j.ecolind.2023.110084 (۲۰۲۳).
-
لی، ی.، ژانگ، ی. و یوان، ب. وضعیت فعلی محیط زیست و اقدامات ساختمانی لیگ Alxa (به زبان چینی). علوم کشاورزی مدرن. فناوری. ۴ ، ۱۸۵–۱۸۷٫ (۲۰۲۱)
-
بروکِت، م.، کامپوس، ف.، کابرال، پ. و دیوید، ج. کیفیت زیستگاه در لبه فشارهای انسانی: پیشبینی تأثیر تغییرات کاربری زمین در حوضه رودخانه پاراگوئه بالایی برزیل. مجله پاک. محصول. ۴۵۹ ، ۱۴۲۵۴۶. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2024.142546 (۲۰۲۴).
-
تانگ، جی. و همکاران. تأثیرات و پیشبینیهای گسترش شهری بر کیفیت زیستگاه در مناطق پرجمعیت: مطالعه موردی حوضه رودخانه زرد، چین. Ecol. Ind. ۱۵۱ ، ۱۱۰۳۲۰٫ https://doi.org/10.1016/j.ecolind.2023.110320 (۲۰۲۳).
-
ژائو، وای. و همکاران. اثرات شدت فعالیت انسانی بر کیفیت زیستگاه بر اساس سنجش از دور نور شب: مطالعه موردی شمال شانشی، چین. Sci. Total Environ. ۸۵۱ ، ۱۵۸۰۳۷٫ https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2022.158037 (۲۰۲۲).
-
هان، ز. و همکاران. اثرات احیای پوشش گیاهی بر خشکسالی آبهای زیرزمینی در فلات لس، چین. مجله هیدرول. https://doi.org/10.1016/j.jhydrol.2020.125566 (۲۰۲۰). ۱۲۵۵۶۶٫
-
فنگ، اچ. و همکاران. اثرات کاهش سطح آبهای زیرزمینی بر سیستم خاک-پوشش گیاهی در مراتع نیمهخشک تحت تأثیر معدن زغالسنگ. Land. Degrad. Dev. ۳۵ ، ۲۲۹۷–۲۳۱۲٫ https://doi.org/10.1002/ldr.5061 (۲۰۲۴).
-
یو، م.، سونگ، س.، هی، گ. و شی، ی. تغییرات چشمانداز پوشش گیاهی و عوامل مؤثر بر منطقه کارستی معمول در دوره آنتروپوسن. سنجش از دور. ۱۴ ، ۵۳۹۱٫ https://doi.org/10.3390/rs14215391 (۲۰۲۲).
-
یو، اچ.، ویگاند، تی.، یانگ، ایکس. و سی، ال. تأثیر آتشسوزی و مرگ و میر وابسته به تراکم بر الگوهای مکانی یک جنگل کاج در شنزار هولون بویر، مغولستان داخلی، چین. Forest Ecol. Manag ۲۵۷ ، ۲۰۹۸–۲۱۰۷٫ https://doi.org/10.1016/j.foreco.2009.02.019 ).
-
هو، وای. و ناکون، بی. تحلیلی از تغییر کاربری زمین و تخریب مراتع از منظر سیاستگذاری در مغولستان داخلی، چین، ۱۹۹۰-۲۰۱۵٫ پایداری ۱۰ ، ۴۰۴۸٫ https://doi.org/10.3390/su10114048 (۲۰۱۸).
-
فولک، سی. و همکاران. تغییرات رژیم، تابآوری و تنوع زیستی در مدیریت اکوسیستم. Annu. Rev. Ecol. Evol. Syst. ۳۵ ، ۵۵۷-۵۸۱٫ https://doi.org/10.1146/annurev.ecolsys.35.021103.105711 (۲۰۰۴).
-
دسروچرز، ن. و همکاران. اثرات پوشش گیاهی آبزی و ساحلی نوظهور بر قابلیت ماموریت SWOT در تشخیص میزان آبهای سطحی. IEEE J. Sel. Top. Appl. Earth Obsensors Remote Sens. ۱۴ ، ۱۲۴۶۷–۱۲۴۷۸٫ https://doi.org/10.1109/JSTARS.2021.3128133 (۲۰۲۱).
-
لو، ز.، هو، جی. و لو، اچ. تحقیقی در مورد تأثیر وضوح تصویر ماهوارهای در ارزیابی کیفیت محیط زیست شهری بر اساس شاخص اکولوژیکی سنجش از دور. فناوری سبز. ۲۳ ، ۱۷۳-۱۷۷+۱۸۱٫ https://doi.org/10.16663/j.cnki.lskj.2021.22.047 ).
-
جیانگ، اچ. و همکاران. تعیین سهم تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی در پویایی پوشش گیاهی در منطقه انتقالی کشاورزی-دامداری شمال چین از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵. Sci. Total Environ. ۷۱۸ ، ۱۳۴۸۷۱. https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2019.134871 (۲۰۲۲).
تقدیرنامهها
از همه داوران ناشناس به خاطر نظرات سازندهشان در مورد نسخه اولیه این دستنوشته که به بهبود کیفیت آن کمک میکند، تشکر میکنیم.
بودجه
این تحقیق توسط موسسه تحقیقاتی «تحقیقات در مورد تکنیکهای بهینهسازی و تنظیم ساختار تودههای جنگلی در جنگلهای محصور بیابانی تنگر» با شماره کمک هزینه ۲۰۲۴JBGS0021-4-2 تأمین مالی شده است.
اعلامیههای اخلاقی
منافع رقابتی
نویسندگان هیچ گونه تضاد منافعی را اعلام نمیکنند.
اطلاعات تکمیلی
یادداشت ناشر
اشپرینگر نیچر در مورد ادعاهای مربوط به صلاحیت قضایی در نقشههای منتشر شده و وابستگیهای سازمانی بیطرف باقی میماند.
حقوق و مجوزها
دسترسی آزاد این مقاله تحت مجوز بینالمللی Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 منتشر شده است که هرگونه استفاده، اشتراکگذاری، توزیع و تکثیر غیرتجاری را در هر رسانه یا قالبی مجاز میداند، مادامی که به نویسنده(گان) اصلی و منبع، اعتبار کافی بدهید، پیوندی به مجوز Creative Commons ارائه دهید و مشخص کنید که آیا محتوای دارای مجوز را اصلاح کردهاید یا خیر. شما تحت این مجوز اجازه اشتراکگذاری محتوای اقتباسشده برگرفته از این مقاله یا بخشهایی از آن را ندارید. تصاویر یا سایر مطالب شخص ثالث در این مقاله در مجوز Creative Commons مقاله گنجانده شدهاند، مگر اینکه در خط اعتباری مطلب، طور دیگری ذکر شده باشد. اگر مطلبی در مجوز Creative Commons مقاله گنجانده نشده باشد و استفاده مورد نظر شما طبق مقررات قانونی مجاز نباشد یا از استفاده مجاز فراتر رود، باید مستقیماً از دارنده حق چاپ اجازه بگیرید. برای مشاهده نسخهای از این مجوز، به http://creativecommons.org/licenses/by-nc-nd/4.0/ مراجعه کنید .
درباره این مقاله
به این مقاله استناد کنید
دونگ، ف.، کین، ف.، ژانگ، ت . و همکاران. kNDVI پویایی پوشش گیاهی و کنترلهای آبی-خاکی را در مغولستان داخلی آشکار میکند (۲۰۰۰-۲۰۲۴). Sci Rep ۱۶ ، ۵۲۴۴ (۲۰۲۶). https://doi.org/10.1038/s41598-026-35762-5
- دریافت شده
- پذیرفته شده
- منتشر شده
- نسخه رکورد
- DOIhttps://doi.org/10.1038/s41598-026-35762-5













