اصول نقشه کشی
از پیشبینیها و مدیریت دادهها گرفته تا تحلیل فضایی، در پست های قبلی بیشتر بر جنبههای فنی سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) تمرکز کردهایم. این پست اما کمتر به گزینههای محاسباتی موجود برای کاربران GIS و بیشتر به جنبههای هنری آن میپردازد. به عبارت دیگر، این پست تمرکز را از ابزارهای فنی GIS به ابزارهای نقشهکشی منتقل میکند، هرچند که در عمل، این دو حوزه بهطور فزایندهای به هم پیوستهاند. متأسفانه بسیاری از کاربران GIS هرگز با حوزه نقشهبرداری آشنا نمیشوند. در چنین مواردی، کار پیچیدهای مانند ایجاد، نگهداری، تراز کردن و تجزیه و تحلیل مجموعه دادههای فضایی پیچیده، ممکن است قدردانی نشود، زیرا نتیجه نهایی نقشهبرداری ممکن است به اندازه کافی اطلاعات را به مصرفکننده منتقل نکند.
علاوه بر این، نقشهها مشابه آمار، میتوانند برای تحریف اطلاعات استفاده شوند، همانطور که مارک مومنیه (۱۹۹۶) در کتاب خود How to Lie with Maps نشان داده است. در حقیقت، دانش عمیق از اصول نقشهبرداری نه تنها به جلوگیری از ارائه نادرست اطلاعات مکانی کمک میکند، بلکه توانایی فرد را برای شناسایی این بیاحتیاطیها در آثار نقشهنگاران دیگر نیز افزایش میدهد. اصول نقشهکشی که در این پست بررسی میشوند، هدفشان راهنمایی کاربران GIS برای تبدیل دادههای پیچیده و انباشتهشده GIS به نقشههای جذاب و مفید برای چاپ و نمایش است. این بحث به طور خاص به پیچیدگیهای استفاده مؤثر از رنگ (پست”رنگ”)، انتخاب نماد (بخش “نمادشناسی”) و طرح و طراحی نقشه “طراحی نقشهکشی” میپردازد.
رنگ
هدف یادگیری
هدف این بخش، درک ویژگیهای رنگ و بهترین شیوههای استفاده از آنها در محصولات کارتوگرافی است.
اگرچه یک نقشه با کیفیت بالا از اجزای مختلفی تشکیل میشود، رنگ یکی از اولین عواملی است که توجه کاربران نهایی را جلب میکند. این موضوع تا حد زیادی به این دلیل است که هر یک از ما درک شهودی از نحوه استفاده از رنگها برای ایجاد تجربهای بصری مؤثر و دلپذیر داریم و باید به درستی به کار گرفته شوند. با این حال، برای نقشهساز همیشه مشخص نیست که کدام رنگها برای نشان دادن بهتر هدف نقشه انتخاب شوند. این شهود مشابه به تجربه گوش دادن به موسیقی است: ما میدانیم که یک نت در تن درست یا نادرست است، اما لزوماً نمیدانیم چگونه یک نت نامناسب را اصلاح کنیم. رنگ در واقع یکی از جنبههای پیچیده نقشهکشی است و جالب است که اغلب بیشترین انتقادها را در نقشههای کامپیوتری به خود جذب نمیکند (Monmonier, 1996). Monmonier, M. 1996. How to Lie with Maps. Second Edition, Chicago: University of Chicago Press.
این بحث قصد دارد اجزای اصلی رنگ را شناسایی کرده و دستورالعملهایی را برای بهکارگیری مؤثرترین ویژگیهای رنگ در نقشهها ارائه دهد.
مبانی رنگ
همانطور که تابش الکترومغناطیسی (ER) از خورشید (یا یک لامپ) به اجسام روی زمین تابیده میشود، بخشهایی از طیف ER توسط این اجسام جذب، پراکنده یا منعکس میشوند. ویژگیهایی که از این تعاملات با تابش الکترومغناطیسی حاصل میشود، “رنگ” نامیده میشود. سفید رنگی است که از ترکیب کامل طیف بصری به دست میآید و بهعنوان رنگ معیاری برای مقایسه سایر رنگها در نظر گرفته میشود. مشکی نیز عدم وجود تابش الکترومغناطیسی است. تمامی رنگهای دیگر از تعامل جزئی با طیف ER به دست میآیند.
سه جنبه اصلی رنگ که در ساخت نقشه باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از: رنگ، ارزش و اشباع. رنگ به طول موج یا رنگ غالب مرتبط با یک جسم بازتابنده اشاره دارد. رنگ، اساسیترین جزء رنگ است و شامل رنگهایی مانند قرمز، آبی، زرد، بنفش و غیره میشود. ارزش به میزان سفید یا سیاه بودن یک رنگ گفته میشود. ارزش اغلب با تضاد همراه است و تغییرات در میزان روشنایی یا تیرگی یک رنگ را نشان میدهد. رنگهای روشن معمولاً ارزش بالایی دارند، در حالی که رنگهای تیره دارای ارزش پایینی هستند. رنگهای تک رنگ گروهی از رنگها هستند که از یک رنگ پایه مشتق شدهاند، اما با تغییرات فزاینده در ارزش همراه هستند. همانطور که در شکل ۹٫۱ “ارزش” مشاهده میشود، تغییرات در مقدار معمولاً توجه بیننده را از نواحی تاریک به نواحی روشن جلب میکند.
شکل ۹٫۱ مقدار
اشباع شدت رنگ را توصیف میکند. اشباع کامل منجر به رنگهای خالص میشود، در حالی که رنگهای کماشباع به خاکستری نزدیک میشوند. تغییرات در اشباع میتوانند سایهها و تهرنگهای مختلفی ایجاد کنند. سایهها زمانی ایجاد میشوند که نور مسدود شود، مانند زمانی که چتر، درخت، پرده یا سایر اجسام سایه میاندازند. با افزایش میزان سایه، رنگ به خاکستری یا مشکی تبدیل میشود. رنگ مخالف سایهها، رنگهای روشنتر هستند که با افزودن رنگ سفید به رنگ اصلی ایجاد میشوند. در مدلهای رنگی افزودنی، رنگها و سایهها بهویژه شباهتهای زیادی دارند (برای اطلاعات بیشتر در مورد مدلهای رنگ افزودنی به بخش “مدلهای رنگی” مراجعه کنید). برای افزایش قابلیت تفسیر نقشهها، بهتر است از رنگهای اشباع شده برای نمایش ویژگیهای مهم و برجسته و از رنگهای کماشباع برای نمایش ویژگیهای پسزمینه استفاده شود.
اگر به درستی استفاده شود، رنگ میتواند به طور چشمگیری طراحی نقشه را بهبود بخشد و از آن پشتیبانی کند. در عین حال، در صورت استفاده نادرست، رنگ میتواند اثرات منفی بر محصول نقشهبرداری داشته باشد. برای استفاده مؤثر از رنگ، نخست باید هدف نقشه را در نظر گرفت. در برخی موارد، استفاده از رنگ ضروری نیست. نقشههای خاکستری میتوانند به همان اندازه نقشههای رنگی مؤثر باشند، بهویژه اگر موضوع نقشه نیازمند آن باشد. با این حال، دلایل زیادی برای استفاده از رنگ در نقشهها وجود دارد. پنج دلیل اصلی در اینجا آورده شده است.
رنگ بهویژه برای انتقال معنا مناسب است (شکل ۹٫۲ “استفاده از رنگ برای انتقال معنا”). به عنوان مثال، رنگ قرمز یک رنگ قوی است که واکنشهای احساسی شدیدی را در انسان برمیانگیزد. نشان داده شده است که رنگ قرمز میتواند واکنشهای فیزیولوژیکی مانند افزایش سرعت تنفس و بالا رفتن فشار خون را تحریک کند. قرمز معمولاً با خون، جنگ، خشونت و حتی عشق مرتبط است. از سوی دیگر، آبی رنگی است که با اثرات آرامبخش همراه است. رنگهای آبی که یادآور آسمان یا اقیانوس هستند، میتوانند به خواب کمک کنند و بنابراین رنگی مناسب برای اتاق خواب محسوب میشوند. اما استفاده بیش از حد از آبی ممکن است اثرات آرامبخش را به احساس افسردگی تبدیل کند (یعنی داشتن “آبی”). رنگ سبز بیشتر با زندگی و طبیعت (به ویژه گیاهان) مرتبط است و در دنیای معاصر به رنگی مرتبط با محیط زیست و پایداری شناخته میشود. سبز همچنین میتواند نشاندهنده حسادت یا بیتجربگی باشد (مانند “هیولای چشم سبز” یا “گرینهورن”). قهوهای یک رنگ طبیعی است که بیشتر به خاک و سنگ اشاره دارد و میتواند به معنای تیرگی باشد. رنگ زرد بیشتر با نور خورشید و گرما مرتبط است و مشابه قرمز، میتواند انرژی و گرما را منتقل کند. با این حال، زرد میتواند به بزدلی نیز اشاره داشته باشد (مانند “شکم زرد”).
رنگ مشکی، که فقدان رنگ محسوب میشود، شاید معنادارترین رنگ در فرهنگ مدرن باشد. این رنگ همزمان معانی مثبت و منفی بسیاری دارد. مشکی میتواند نماد رمز و راز، ظرافت و پیچیدگی باشد (برای مثال “کراوات مشکی” یا “در سیاه”)، در حالی که از طرف دیگر میتواند نمایانگر از دست دادن، شرارت و منفیگرایی باشد (مانند “دل سیاه”، “ابر سیاه” یا “فهرست سیاه”).
شکل ۹٫۲ استفاده از رنگ برای ارائه معنا
در این نقشه، شهرستانهای قرمز آنهایی هستند که در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۴ به حزب جمهوریخواه رأی دادند، در حالی که شهرستانهای آبی به دموکراتها رأی دادهاند. این رنگها معمولاً برای تمایز بین احزاب دموکرات و جمهوریخواه استفاده میشوند.
دلیل دوم استفاده از رنگ، برای شفافسازی و تأکید است (شکل ۹٫۳ “استفاده از رنگ برای تأکید”). رنگهای گرم مانند قرمز و زرد به دلیل تأکید بر ویژگیهای فضایی قابل توجه، اثر زیادی دارند. این رنگها معمولاً از پسزمینه خود بیرون میآیند و اولین رنگهایی هستند که چشم خواننده را جذب میکنند، بهویژه زمانی که با رنگهای سرد، مانند آبی و سبز، متعادل شوند (برای اطلاعات بیشتر در مورد رنگهای گرم و سرد، به بخش “انتخاب رنگ” مراجعه کنید). علاوه بر این، استفاده از رنگ با اشباع بالا باعث میشود که رنگها به شدت از رنگهای مشابه با اشباع کم متمایز شوند.
شکل ۹٫۳ استفاده از رنگ برای تاکید
قرمز نقطه را نشان می دهد!
استفاده از رنگ همچنین برای ایجاد نقشهای با زیباییشناسی دلپذیر اهمیت دارد (شکل ۹٫۴ “استفاده از رنگ برای ارائه زیباییشناسی”). یکی از چالشبرانگیزترین جنبههای ایجاد نقشه، طراحی یک پالت رنگ مؤثر است. زمانی که به نقشهها از منظر زیباییشناسی نگاه میکنیم، واقعاً شروع به در نظر گرفتن خلاقیت خود به عنوان یک اثر هنری کردهایم. اگرچه این درک تا حدودی برای بینندگان خاص فردی است، اما همه ما دارای یک حس درونی از زمانی که رنگها در یک گرافیک یا اثر هنری از نظر زیباییشناسی دلپذیر هستند و زمانی که ناخوشایند به نظر میرسند، هستیم. بهعنوان مثال، زمانی که رنگها از طرف مقابل چرخه رنگ استفاده میشوند، به آن استفاده هماهنگ از رنگ گفته میشود (بخش “انتخابهای رنگ”)، در حالی که استفاده نامناسب از چندین رنگ اصلی میتواند تصویری نامتعادل و آشفته ایجاد کند.
شکل ۹٫۴ استفاده از رنگ برای ارائه زیبایی شناسی
چهارمین کاربرد رنگ، انتزاع است (شکل ۹٫۵ “استفاده از رنگ برای ارائه انتزاع”). انتزاع رنگی یک روش مؤثر برای نمایش دادههای کمی و کیفی، به ویژه در محصولات موضوعی مانند نقشههای choropleth است. در این حالت، رنگها صرفاً برای نشان دادن مقادیر مختلف یک متغیر استفاده میشوند و ممکن است هیچ ارتباط یا دلیل خاصی نداشته باشند. شکل ۹٫۵ “استفاده از رنگ برای ارائه انتزاع” یک نقشه موضوعی معمولی را نشان میدهد که در آن رنگهای انتزاعی نمایانگر کشورهای مختلف هستند.
شکل ۹٫۵ استفاده از رنگ برای ارائه انتزاع
در مقابل انتزاع، رنگ میتواند برای نمایش واقعیت نیز استفاده شود (شکل ۹٫۶). در نقشههایی که ارتفاع را نشان میدهند (مانند مدلهای ارتفاعی رقومی یا DEM)، اغلب از رنگهای کاذب استفاده میشود که واقعیت را تقریب میکنند. بهطور معمول، نواحی کمارتفاع با رنگهای سبز رنگآمیزی میشوند تا مناطقی با پوشش گیاهی سرسبز را نشان دهند. مناطق با ارتفاع میانه (یا نواحی کمارتفاع بیابانی) به رنگ قهوهای در میآیند تا رشد کم پوشش گیاهی را نشان دهند. پشتهها و قلههای کوهستانی معمولاً به رنگ سفید نمایش داده میشوند تا بارش برف انباشته را نمایان کنند. آبراهها و بدنههای آبی نیز به رنگ آبی هستند. مگر در مواردی که دلیل خاصی برای استفاده از رنگهای دیگر وجود داشته باشد، پدیدههای طبیعی روی نقشهها باید به گونهای رنگآمیزی شوند که رنگ واقعی آنها را تقریب بزنند تا قابلیت تفسیر افزایش یابد و از بروز سردرگمی جلوگیری شود.
شکل ۹٫۶
رنگ های سبز، آبی و قهوه ای برای تقلید از پدیده های دنیای واقعی استفاده می شود.
مدل های رنگی
مدلهای رنگی سیستمهایی هستند که امکان ایجاد طیف گستردهای از رنگها را با استفاده از فهرستی محدود از رنگهای اصلی فراهم میکنند. این مدلها میتوانند افزودنی یا تفریقی باشند. مدلهای رنگ افزودنی نور ساطعشده را برای نمایش تغییرات رنگی ترکیب میکنند و معمولاً در نمایشگرهای رایانه، تلویزیون، اسکنرها، دوربینهای دیجیتال و ویدئو پروژکتورها استفاده میشوند. مدل رنگی RGB (قرمز-سبز-آبی) رایجترین مدل افزودنی است (شکل ۹٫۷، قسمت (الف) “مدلهای رنگ افزودنی: (الف) RGB، (ب) HSL، و (ج) HSV”). در مدل RGB، پرتوهای نوری از رنگهای اولیه قرمز، سبز و آبی برای ایجاد رنگهای ثانویه سرخابی، فیروزهای و زرد ترکیب میشوند. اگرچه تفاوتی اساسی بین نور زرد خالص (~۵۸۰ نانومتر) و مخلوطی از نور سبز و قرمز وجود دارد، چشم انسان این دو سیگنال را یکسان درک میکند.
مدل RGB معمولاً از سه مقدار عددی ۸ بیتی (که به آن سهگانه RGB گفته میشود) استفاده میکند که هر کدام از ۰ تا ۲۵۵ متغیر است و رنگهای مدل را تعیین میکند. به عنوان مثال، سهگانه RGB برای رنگهای اصلی و ثانویه خالص به شرح زیر است:
- قرمز = (۲۵۵، ۰، ۰)
- سبز = (۰، ۲۵۵، ۰)
- آبی = (۰، ۰، ۲۵۵)
- سرخابی = (۲۵۵، ۰، ۲۵۵)
- فیروزهای = (۰، ۲۵۵، ۲۵۵)
- زرد = (۲۵۵، ۲۵۵، ۰)
- مشکی، عدم وجود رنگ افزودنی = (۰، ۰، ۰)
- سفید، مجموع تمام رنگهای افزودنی = (۲۵۵، ۲۵۵، ۲۵۵)
دو مدل رنگ افزودنی رایج دیگر، بر اساس مدل RGB، مدلهای HSL (رنگ، اشباع، روشنایی) و HSV (رنگ، اشباع، ارزش) هستند (شکل ۹٫۷، قسمتهای (ب) و (ج) “مدلهای رنگ افزودنی: (الف) RGB، (ب) HSL و (ج) HSV”). این مدلها مبتنی بر سیستمهای مختصات استوانهای هستند که در آن زاویه حول محور عمودی مرکزی با رنگ مطابقت دارد. فاصله از محور مرکزی مربوط به اشباع است و فاصله در امتداد محور مرکزی به میزان اشباع یا روشنایی رنگ اشاره دارد.
به دلیل پایهگذاری این مدلها بر مدل RGB، هر دو مدل HSL و HSV میتوانند مستقیماً به یکدیگر و به مدل RGB تبدیل شوند. در حالی که این مدلهای افزودنی نسبتاً ساده و با حداقل زمان پردازش کامپیوتری هستند، اما در مقابل برخی پیچیدگیهای رنگ، مشکلاتی مانند “براق شدن” را دارند. به عنوان مثال، مدل رنگی RGB فضاهای رنگی “مطلق” را تعریف نمیکند، که به این معنی است که این رنگها ممکن است در نمایشگرهای مختلف بهطور متفاوت دیده شوند. علاوه بر این، رنگهای RGB بهطور مساوی در طول طیف رنگی قرار ندارند.
شکل ۹٫۷ مدل های رنگ افزودنی: (الف) RGB، (ب) HSL، و (ج) HSV
برخلاف مدلهای افزودنی، مدلهای رنگ تفریقی شامل مخلوط کردن رنگها یا جوهرها برای ایجاد یک طیف کامل رنگی هستند. این مدلها بر این اساس بنا شدهاند که نور سفید محیطی توسط جوهرهای چاپی جذب، پراکنده و منعکس میشود. بنابراین، مدلهای کاهنده با محدود کردن جوهر از سطح چاپ، رنگ سفید تولید میکنند. به این ترتیب، این مدلها استفاده از کاغذ سفید را بهعنوان رنگ پسزمینه فرض میکنند که منجر به ایجاد رنگهای مختلف میشود.
مدل CMYK (فیروزهای، سرخابی، زرد، سیاه) رایجترین مدل رنگ تفریقی است و گاهی اوقات به آن «فرایند چهار رنگ» گفته میشود (شکل ۹٫۸ «مدل رنگ تفریقی: CMYK»). اگرچه جوهرهای CMY بهتنهایی قادر به ایجاد تمام رنگهای طیف رنگینکمان هستند، جوهر سیاه بهویژه در این مدل گنجانده شده است، زیرا هزینهاش بسیار کمتر از استفاده از ترکیب CMY برای تولید رنگ سیاه است (که رایجترین رنگ چاپشده است) و ترکیب جوهرهای CMY معمولاً به رنگ قهوهای تیره منتهی میشود.
مدل CMYK مقادیر رنگ را با وارد کردن درصدهایی برای هر یک از چهار رنگ (فیروزهای، سرخابی، زرد و سیاه) از ۰ تا ۱۰۰ درصد تعیین میکند. به عنوان مثال، قرمز خالص از ۱۴ درصد فیروزهای، ۱۰۰ درصد سرخابی، ۹۹ درصد زرد و ۳ درصد سیاه تشکیل میشود.
همانطور که ممکن است حدس بزنید، مدلهای افزودنی معمولاً برای نمایش نقشهها روی مانیتور کامپیوتر ترجیح داده میشوند، در حالی که مدلهای تفریقی برای چاپ مناسبتر هستند. در صورت تردید، معمولاً بهتر است از مدل RGB استفاده کنید، زیرا این مدل نسبت به مدل CMYK طیف گستردهتری از رنگهای قابل مشاهده را پشتیبانی میکند. هنگامی که یک تصویر از RGB به CMYK تبدیل میشود، اطلاعات اضافی RGB بهطور غیرقابل برگشتی از دست میرود. بنابراین، اگر ممکن است، جمعآوری هر دو نسخه RGB و CMYK از یک تصویر، بهویژه اگر قرار است گرافیک شما هم چاپ شود و هم بهصورت آنلاین منتشر گردد، ایدهآل است.
نکته آخر اینکه در انتخاب فرمتهای فایل برای این مدلهای رنگی باید دقت کنید. فرمتهای فایل گرافیکی JPEG و GIF بهترین انتخاب برای تصاویر RGB هستند، در حالی که فرمتهای فایلهای گرافیکی EPS و TIFF برای تصاویر چاپشده با مدل CMYK ترجیح داده میشوند.
شکل ۹٫۸ مدل رنگ تفریقی: CMYK
انتخاب رنگ
استفاده مؤثر از رنگ نیازمند آگاهی از اصول پایهای چرخه رنگ است. چرخ رنگی که توسط سر آیزاک نیوتن در سال ۱۷۰۶ اختراع شد، نمایش تصویری از رنگها است که بر اساس روابط رنگی بین آنها مرتب شدهاند. در این چرخ، رنگهای اصلی از یکدیگر فاصله دارند و رنگهای ثانویه و ثالث در موقعیتهای بین آنها قرار میگیرند. چرخ رنگ قرمز-زرد-آبی بیشترین استفاده را دارد (شکل ۹٫۹ “چرخ رنگ”)، اما چرخ سرخابی-زرد-فیروزهای بهویژه برای تولیدکنندگان چاپ ترجیح داده میشود (دلایل این انتخاب در بخشهای قبل توضیح داده شده است).
رنگهای اصلی آنهایی هستند که نمیتوان آنها را با ترکیب رنگهای دیگر ایجاد کرد. رنگهای ثانویه به رنگهایی گفته میشود که از ترکیب دو رنگ اصلی بهدست میآیند. رنگهای ثالث نیز از ترکیب رنگهای اولیه و ثانویه حاصل میشوند. علاوه بر این، رنگهای مکمل آنهایی هستند که در مقابل یکدیگر در چرخ رنگ قرار دارند، در حالی که رنگهای مشابه در نزدیکی یکدیگر قرار دارند. رنگهای مکمل بر تفاوتها تأکید میکنند، در حالی که رنگهای مشابه به هماهنگی بیشتر توجه دارند.
شکل ۹٫۹ چرخ رنگ
رنگها را میتوان به طور کلی به دو دسته گرم و سرد تقسیم کرد (شکل ۹٫۱۰ “رنگهای گرم (نارنجی) و سرد (آبی)”). رنگهای گرم رنگهایی هستند که معمولاً در روزهای روشن و آفتابی مشاهده میشوند. این رنگها از قرمز تا زرد، از جمله قهوهای و برنزه، متغیرند. رنگهای سرد به رنگهایی گفته میشود که با روزهای ابری و بارانی همراه هستند و شامل رنگهایی از آبی-سبز تا آبی-بنفش میشوند و بیشتر انواع خاکستری را در بر میگیرند.
هنگام استفاده از رنگها در نقشهبرداری، ضروری است که از رنگهای گرم و سرد با دقت و هوشمندی استفاده شود. رنگهای گرم برجسته به نظر میرسند، فعال و پرانرژی هستند و میتوانند توجه بیننده را جلب کنند. از طرف دیگر، رنگهای سرد باعث میشوند ویژگیها کوچکتر به نظر برسند، به عقب پسنشسته و بیننده را آرام میکنند. بنابراین، مهم است که رنگهای گرم را برای ویژگیهای اصلی و مهم نقشه به کار ببرید و از رنگهای سرد برای ویژگیهای ثانویه، پسزمینه یا زمینه استفاده کنید.
شکل ۹٫۱۰ رنگ های گرم (نارنجی) و سرد (آبی).
توجه داشته باشید که رنگ گرم خودنمایی می کند، در حالی که رنگ سرد کاهش می یابد.
با توجه به تنوع گسترده طرحهای رنگی و گزینههای موجود، رعایت برخی دستورالعملهای اساسی در استفاده از رنگها بسیار مهم است. به عنوان مثال، تغییرات رنگی بیشتر برای نمایش دادههای کیفی مناسب است، در حالی که تغییرات در ارزش و اشباع رنگها برای تجسم دادههای کمی مؤثرتر هستند. همچنین، تغییرات در سبکی و اشباع رنگها برای نمایش دادههای مرتبشده مفید است، زیرا این تغییرات سلسلهمراتبی را میان ویژگیها ایجاد میکنند. به طور خاص، مقیاس رنگی تکرنگ، روشی مؤثر برای نمایش ترتیب دادهها است که در آن رنگهای روشن مقادیر دادههای کوچکتر و رنگهای تیرهتر مقادیر بزرگتر را نشان میدهند.
به یاد داشته باشید که بهتر است از سایههای روشن بیشتر از سایههای تیره استفاده کنید، زیرا چشم انسان قادر است سایههای روشنتر را بهتر تشخیص دهد. همچنین، تعداد رنگهایی که انسان قادر به تشخیص آنهاست، معمولاً حدود هفت رنگ است. بنابراین، باید از استفاده بیرویه از پالت رنگی در نقشههای خود خودداری کنید.
اگر دادههای نقشهبرداری دارای نقطه صفر باشند، استفاده از مقیاس دو رنگی (شکل ۹٫۱۱) میتواند به عنوان یک نقطه شکست طبیعی عمل کند و با افزایش مقادیر رنگی در هر انتهای مقیاس، افزایش مقادیر دادهها را نشان دهد.
شکل ۹٫۱۱
مقیاس دو رنگی اساساً ترکیبی از دو مقیاس تکرنگ است که با یک مقدار رنگی مرکزی به هم متصل میشوند.
علاوه بر این، رنگهای تیرهتر معمولاً ویژگیهای گرافیکی مهم یا برجستهتری را ایجاد میکنند (البته به شرطی که پسزمینه بیش از حد تیره نباشد). از رنگهای تیره برای ویژگیهایی استفاده کنید که میخواهید تأثیر بصری آنها بیشتر نمایان شود. در نهایت، از تمام رنگهای طیف در یک نقشه استفاده نکنید. بهتر است این نوع جلوههای درهم و رنگینکمانی را به هنرمندان همچون جکسون پولاک و دیگر اکسپرسیونیستهای انتزاعی بسپاریم.
خوراکی های کلیدی
رنگ ها با رنگ، ارزش، اشباع، سایه و رنگ آنها تعریف می شوند.
رنگ ها برای انتقال معنا، شفاف سازی و تاکید، زیبایی شناسی، انتزاع و واقعیت استفاده می شوند.
مدل های رنگی می توانند افزودنی (مثلا RGB) یا تفریق کننده (مثلاً CMYK) باشند.
چرخ رنگ ابزار قدرتمندی است که به انتخاب رنگ برای محصولات کارتوگرافی شما کمک می کند.
تمرینات
آنلاین شوید و نقشه ای بیابید که از رنگ به طور موثر استفاده می کند توضیح دهید.
آنلاین شوید و نقشه ای بیابید که از رنگ خنثی استفاده می کند توضیح دهید.