بهعنوان نمونههایی از جهتگیری پژوهشی، سه فصل مرتبط را در بخش بعدی این کتاب در نظر میگیریم. فصل ۵، بیانگر گرایش تحقیق کاربردی با استفاده از ماده، روش و مفهوم است. ما با مشکل تصمیمگیری اساسی در مورد مراقبتهای اولیه برای سلامت روستایی در ایالت آیداهو، به دنبال حوزه روششناختی با استفاده از تجزیه و تحلیل کار برای توصیف ابزارهای مورد استفاده در طول فرایند تصمیمگیری آشنا شده، همچنین با حوزه مفهومی نظریه ساختار تطبیقی پیشرفته آشنا میشویم. (EAST2) برای بررسی اهمیت سازههای تحت درمان. فصل ششم، نمایانگر گرایش تحقیق کاربردی با استفاده از ماده، مفهوم و روش است. ما با موضوعی اساسی در مورد تصمیمگیری برنامه بهبود حملونقل رهبری میکنیم. ما این را از نظر حوزه مفهومی با استفاده از EAST ساختار میدهیم تا بتوانیم در مورد سازهها و پیشفرضهایی که باید درمان کنیم، اطلاعرسانی کنیم. ما از آنها برای پیادهسازی تحلیل گزاره بهعنوان روش مطالعه موردی که توسط محل هدایت میشود، استفاده میکنیم. در فصل ۷، از جهتگیری تحقیق پایه با استفاده از مفهوم، روش و ماهیت استفاده میکنیم. ما با EAST بهعنوان یک درک مفهومی رهبری میکنیم و طرح آزمایشی را پیادهسازی میکنیم که توسط مشکل انتخاب مکان زیستگاه برای شرکتکنندگان اطلاعرسانی شده بود. ما تاکنون از جهتگیری روشمحور استفاده نکردهایم؛ زیرا در حال انجام تحقیق در مورد روشهای رفتاری اجتماعی نیستیم.
توجه خواننده را جلب کنید که «روشهای GIS» که در مورد آنها تحقیق میکنیم، درواقع بخشی از حوزه محتوایی هستند، نه حوزه روششناختی. این همان چیزی است که تحقیقات ما را در زمینه علم اطلاعات جغرافیایی قرار میدهد. علاوه بر این، اگرچه یک دامنه سرب، تأکید (از اینرو جهتگیری) مطالعه تحقیقاتی را تعیین میکند، باید به خاطر داشته باشیم که هر سه حوزه مهم هستند. بدون مشارکت هریک از سه حوزه در سطح کافی در آن تعادل، یک مطالعه (یا پیشنهاد تحقیق برای آن موضوع) میتواند ناقص تلقی شود یا در بهترین حالت، فقط مطالعه جزئی (پیشنهاد) در معرض انتقاد باقی بماند و بنابراین، راحتتر اخراج میشود.
در جزئیات سه حوزه تحقیق، مانند برینبرگ و مک گراث (۱۹۸۵)، سه سطح (در اینجا، آنها را سطوح انتزاعی مینامیم) را برای بررسی آنچه در هریک از حوزهها مطرح است، تشخیص میدهیم (برای مثال به جدول ۴٫۱ مراجعه کنید). سطوح انتزاع عبارتاند از: عناصر، روابط و زمینه تعبیهشده (زمینه جاسازی توسط برینبرگ و مک گراث بهعنوان «سیستمهای جاسازی» نامیده میشود). هر حوزه پژوهشی دارای مجموعهای از عناصر، روابط و زمینههای تعبیهشده مرتبط با آن حوزه است. با این حال،
جدول ۴٫۱ سطوح و حوزههای توصیف تحقیقات رفتاری اجتماعی: الف مثالی از تصمیمگیری مشترک در مورد توسعه مجدد زیستگاه
فعالیت اساسی در تحقیق، ترسیم مطابقت بین عناصر حوزهها و در اصل، روابط مربوطه از هریک است. از حوزهها (برینبرگ و مک گراث ۱۹۸۵). بهعنوان مثال، در جدول ۴٫۱ شرکتکنندگان و رابطه آنها با فناوری اطلاعات (نقشهها و جداول تصمیم بهعنوان ساختارهای اطلاعاتی) بهعنوان بازیگران تصمیم با دیدگاههای خاصی در مورد آن ساختارهای اطلاعاتی در حوزه مفهومی مفهومسازی شدهاند. به نوبه خود، بازیگران تصمیمگیری و برداشتشان از ساختارهای اطلاعاتی، باید بهعنوان متغیرهای «رمزگذاریشده» در حوزه روششناسی اندازهگیری شوند تا دادههایی برای روابطی که قرار است تجزیه و تحلیل شوند، ارائه شود. ترسیم تناظر بین روابط، مانند عناصر مربوطه از سه حوزه، مبنای ایجاد نتایج تجربی «معتبر» در مرحله دوم تحقیق است؛
یعنی انجام تحقیق، بهویژه تجزیه و تحلیل دادهها (برینبرگ و مک گراث ۱۹۸۵). با این حال، ما معتقدیم که شخصیت برنامهریزیشده از مکاتبات، یعنی راهاندازی پتانسیل برای مکاتبات در اولین مرحله بهعنوان یک طرح تحقیقاتی، به همان اندازه مهم است. تفسیر مجدد مکاتبات در مرحله سوم، یعنی مرحله تأیید نیز به همان اندازه مهم است؛ درنتیجه، بهتر است برنامهریزی کنیم که چه عناصر/ روابطی در حوزه ماهوی باید با جزئیات/ روابط مورد استفاده برای توصیف آنها در حوزه مفهومی مطابقت داشته و هر دو باید با متغیرها/ روشهای روششناختی که برای جمعآوری دادهها استفاده میکنیم، مطابقت داشته باشند. اگر بخواهیم برای دستیابی به یافتههای کیفی در یک مطالعه «برنامهریزی کنیم»، چنین طرحی استراتژی تحقیق را بهعنوان بخشی اساسی از یک پیشنهاد مستند میکند. نحوه اجرای واقعی آن طرح در دوره «انجام تحقیق» ممکن است متفاوت باشد، اما یک برنامه خوب اندیشیدهشده (هسته پروپوزال) امکان اجرای مؤثر طرح، یعنی انجام تحقیق را افزایش میدهد.
بر اساس دیدگاهی در مورد تأکید متوازن بین حوزهها، در بخشهای زیر به بررسی هریک از سطوح انتزاع میپردازیم. حوزههای ماهوی، نظری و روششناختی برای راهاندازی بحث در مورد ارزیابی و انتخاب از بین راهبردهای تحقیق بهکار میروند. این توالی ارائه دامنهها، جهتگیری برنامه تحقیقاتی بلندمدت ما را تقلید میکند و لزوماً هیچ مطالعه خاصی در مورد تحقیقات مربوط به استفاده از PGIS که استفاده کردهایم، نیست. علاوه بر این، دلیل گنجاندن این فصل در مورد اهمیت انتخاب از بین راهبردهای تحقیق را برجسته میکند.
۴٫۲٫۱ حوزه ماهوی: وضعیت بهعنوان موضوع، مکان و زمان
دامنه اساسی شاید بازترین دامنه باشد؛ همچنین «ویژه» هر سه دامنه. پایان آن باز است؛ به این معنا که فرصت فوقالعادهای برای بررسی استفاده گروهی از PGIS وجود دارد. از این نظر، مشخص است که «موضوع، مکان و زمان مهم است» – آنچه در یک مکان اتفاق میافتد، ممکن است شبیه زمان و/ یا مکان دیگر باشد یا نباشد. ما به زمینه یا تمرکز اساسی نیاز داریم تا ماهیت نظریه و روششناسی؛ بنابراین، محتوای تحقیق خود را مرور میکنیم تا زمینهای را برای آنچه بعداً در فصل میآید، ارائه دهیم. ما در تحقیقات خود، به مشکلات عمومی- خصوصی مربوط به استفاده از زمین، پاکسازی محیطزیست، توسعه مجدد زیستگاه ماهی قزلآلا، برنامهریزی حملونقل و برنامهریزی بهداشتی در شمال غربی اقیانوس آرام و ایالات متحده توجه داشتهایم. همه اینها نگرانیهای نسبتاً طولانیمدتی هستند؛ زیرا این نگرانیها برای مدتی با ما بوده و احتمالا در آینده بر زندگی روزمرهمان تأثیر خواهند گذاشت.
دو از مهمترین عناصر ماهوی مسئله- موضوع و مردم. ما در برنامهریزی کاربری زمین، با سناریوهای استفاده از زمین برای شهرستان لاتاهو در آیداهو سروکار داشتیم که به موجب آن، دانشآموزان بهعنوان طرفهای علاقهمند و متأثر، طرح کاربری زمین را پیکربندی کردند (جانکوسکی و استاسیک،۱۹۹۹، استاسیک،۱۹۹۷). ما برای پاکسازی محیطی، تصمیمات مربوط به تلاشهای اصلاحی را در هانفورد، رزرواسیون واشنگتن و نحوه مشارکت تصمیمگیرندگان، متخصصان فنی و طرفهای علاقهمند و متأثر در این فرایند را بررسی کرده (درو وهمکاران،۲۰۰۰) و نگرانیهای مربوط به توسعه مجدد زیستگاه را در آبراه Duwamish در سیاتل، واشنگتن بررسی کردهایم (Jankowski و همکاران ۱۹۹۷، Nyerges و همکاران ۱۹۹۸a، Jankowski و Nyerges 2001). ما در برنامهریزی حملونقل، با تصمیمگیری بهبود حملونقل برای منطقه مرکزی Puget Sound در ارتباط با تحلیلگران تصمیم محلی، منطقهای و ایالتی سروکار داشتهایم (Nyerges et al. 1998b). برای برنامهریزی سلامت، با تخصیص منابع برای مراقبتهای بهداشتی اولیه در سطح شهرستان در ایالت آیداهو سروکار داشتهایم (فصل ۵). در همه موارد، موقعیتهای تصمیمگیری واقعبینانه را بهعنوان کانون حوزه اصلی خود اتخاذ کردهایم. تمامی شرکتکنندگان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از GIS استفاده کردهاند. سطح فناوری در موقعیتهای مختلف تصمیمگیری متفاوت بوده است. برخی از فناوری GIS تجاری خارج از قفسه بوده، در حالی که سایر فناوریهای GIS نمونه اولیه آزمایشی بوده است. ما هم رویکردهای مبتنی بر شبکه محلی (Jankowski و همکاران ۱۹۹۷، Nyerges و همکاران ۱۹۹۸b) و هم رویکردهای مبتنی بر اینترنت را برای استفاده مشارکتی از GIS بررسی کردهایم (جانکوسکی و استاسیک،۱۹۹۷ ).
روابط میان مردم و فناوری را میتوان بهعنوان ارتباطات روزمره بین مردم و همچنین، وضعیت آنها درک کرد به سمت استفاده از فناوری GIS. ما تا حد زیادی علاقهمند به درک ویژگی تعامل انسان- رایانه- انسان بودهایم که در موقعیتهای تصمیمگیری بر اساس پروژه به پروژه رخ میدهد؛ یعنی از پروژهای به پروژه دیگر از هر دو نوع مشابه و متفاوت. ما به پویایی فرایندهای تصمیمگیری و اینکه فناوری GIS چگونه در این فرایندها نسبت به انواع مشکلاتی که در حال مطالعه آن هستیم نقش دارد، علاقهمندیم.
زمینه تعبیهشده برای مشکلات عمومی- خصوصی در شمال غربی اقیانوس آرام و ایالات متحده، موقعیت مکانی و زمانی برای فعالیتهای مشارکتی است که دارای ویژگی بینسازمانی است. فرهنگ محلی مکان تا حد زیادی، بخشی از روابط متنی تعبیهشده در حوزه ماهوی است. در روزنامههای محلی گزارش شده است که شهر سیاتل، پایتخت «مشارکت عمومی» ایالات متحده است. اینکه آیا این دقیق است مهم نیست که «مکان و زمان» برای مطالعه استفاده گروهی از GIS در موقعیتهای واقعی آماده است. سازمانها و بوروکراسیهای آنها همراه با هنجارهای اجتماعی به ساختار موقعیتهای برنامهریزی در شمال غربی اقیانوس آرام کمک میکنند. با توجه به ماهیت مشکلات مورد علاقه ما، بسیار آگاهیم که تصمیمگیری بینسازمانی، مقیاسها و سازمانهای مختلف را کاهش میدهد. مهم است که بدانیم بسیاری از روابط اجتماعی-سیاسی در میان افراد در گروهها، گروهها در سازمانها، سازمانها در جوامع و جوامع در جامعه وجود دارد که به موجب آن، بازیگران در هر سطحی میتوانند بهعنوان عوامل تغییر عمل کنند.